نام کتاب: غرور و تعصب
فصل ۱۳

موقعی که آقای دارسی نامه را به الیزابت داده بود، الیزابت طبعا انتظار نداشت که او در نامه اش دوباره خواستگاری کند، اما انتظار خواندن چنین مطالبی را هم نداشت. به این ترتیب، می توان حدس زد که الیزابت با چه التهاب و اشتیاقی نامه را خواند و چه احساسات متضادی به سراغش آمد. نمی شد احساساتی را که هنگام خواندن نامه داشت وصف کرد. اول از همه، در کمال تعجب فهمید که آقای دارسی استعداد عذرخواهی هم دارد. همچنین دریافت که هر گونه توضیحی که می دهد واقعاً با نوعی شرمساری همراه است که به چشم می آید. الیزابت با پیش داوری شدید نسبت به آن چه آقای دارسی می خواست بگوید، شروع کرده بود به خواندن مطالب او درباره آن چه در ندرفیلد روی داده بود. با چنان ولعی نامه را می خواند که زیاد از مطالب سردرنمی آورد و چون بی صبرانه به سراغ جمله های بعدی می رفت نمی توانست معنای جمله های قبلی را خوب تشخیص بدهد. خیلی زود نتیجه گرفت که دارسی درباره بی احساسی خواهر او دروغ می گوید، و با خواندن توضیحات مربوط به موانع دشوار این وصلت چنان به خشم آمد که دیگر حتی دلش نمی خواست جانب انصاف را در حق دارسی نگه دارد. دارسی برای کاری که کرده بود اصلا متأسف نبود تا لااقل الیزابت دلش به این تأسف

صفحه 228 از 431