در طی روز ورق بازی می کردند و از بس غذا می خوردند کم مانده بود بترکند. بعد از ظهرها مثل سنگ می خوابیدند و بعد خسته تر بر جای می ماندند. تا خورشید غروب می کرد به ارکستر اشاره می کردند که نواختن را آغاز کند و عرق رازیانه می نوشیدند و به حد اشباع ماهی آزاد دودزده می خوردند. سفر سریع پیش می رفت، کشتی سبکبار بود و جریان آب رودخانه هم موافق بود. آب رودخانه از آبشارهایی که از دره ها فرو می ریخت بیشتر شده بود. در طی آن هفته از تمام طول سفر بیشتر باران آمد. از بعضی از دهات اطراف برای آن ها توپ در می کردند، تا از مرض وبا شفا یابند. آنها نیز با ضربه ای غم انگیز سپاسگزاری می کردند. کشتی های دیگری که سر راه میدیدند، برایشان علاماتی از روی تسلیت می فرستادند. در دهکده ماگانگه جایی که *مرسدس* متولد شده است به اندازه مایحتاج تمام سفر، هیزمکشی کردند.
فرمینا داثا با شنیدن صدای سوت کشتی در گوش سالم خود وحشتزده شد ولی پس از دو روز عرق رازیانه خوردن، دید که هر دو گوشش خیلی بهتر از پیش می شوند. متوجه شد که گل سرخ ها عطرشان از سابق معطرتر شده است و پرندگان در سحر خیلی قشنگ تر از سابق می خواندند و خداوند یکی از آن خزنده های پستاندار را همان لحظه آفریده و روی ساحل تامالاکه قرار داده است تا او را از خواب بیدار کند. ناخدا آن صدا را شنید و جهت کشتی را تغییر داد و آنها عاقبت موفق شدند آن خزنده پستاندار را به چشم ببینند. داشت با آن سینه بزرگ خود بچه اش را در بغل شیر می داد. نه فلورنتینو آریثا و نه فرمینا داثا، هیچ کدام ملتفت نشده بودند که تا چه حد با هم هماهنگ شده اند. فرمینا به او در تنقیه هایش کمک می کرد، قبل از او از خواب بیدار می شد تا دندان
فرمینا داثا با شنیدن صدای سوت کشتی در گوش سالم خود وحشتزده شد ولی پس از دو روز عرق رازیانه خوردن، دید که هر دو گوشش خیلی بهتر از پیش می شوند. متوجه شد که گل سرخ ها عطرشان از سابق معطرتر شده است و پرندگان در سحر خیلی قشنگ تر از سابق می خواندند و خداوند یکی از آن خزنده های پستاندار را همان لحظه آفریده و روی ساحل تامالاکه قرار داده است تا او را از خواب بیدار کند. ناخدا آن صدا را شنید و جهت کشتی را تغییر داد و آنها عاقبت موفق شدند آن خزنده پستاندار را به چشم ببینند. داشت با آن سینه بزرگ خود بچه اش را در بغل شیر می داد. نه فلورنتینو آریثا و نه فرمینا داثا، هیچ کدام ملتفت نشده بودند که تا چه حد با هم هماهنگ شده اند. فرمینا به او در تنقیه هایش کمک می کرد، قبل از او از خواب بیدار می شد تا دندان
اشاره به همسر خود گابریل گارسیا مارکز. - م.