روزنامه عدالت در ضمن تعریف می کرد زمانی که ژنرال رافائل رئیس نیروی دریایی را بنیانگذاری کرده بود، لورنزو داثا یک انبار چکمه انگلیسی مازاد بر نیاز را به قیمتی بسیار ارزان خریده و فقط با همان معامله در عرض شش ماه ثروت خود را دو برابر کرده بود. بنابر گفته روزنامه وقتی چکمهها به بندر این جا رسیده بودند، لورنزو داثا حاضر نشده بود بار را دریافت کند چون تمام چکمه ها مال پای راست بود. وقتی بنابر قوانین گمرکی چکمه ها را به حراج گذاشتند، فقط خود او در حراج شرکت کرد و همه آنها را به قیمت سمبولیک صد پزوس خرید. در همان ایام همدست او، با همان شرایط بار کشتی ای را خریده بود که به ریو آچا وارد شده بود: یک کشتی از چکمه های پای چپ. بعد از جفت کردن چکمه ها، لورنزو داثا از خویشاوندی خود با خانواده اوربینو د لا کابه سوء استفاده کرده و چکمه ها را با سود دو هزار درصد به نیروی دریایی جدید فروخته بود.
روزنامه عدالت در خاتمه می نوشت که لورنزو داثا آن طور که خودش مایل بود بگوید، در اواخر قرن گذشته به خاطر آتیه درخشانی برای دخترش سان خوان د لاسیناگا را ترک نکرده بود، بلکه مچ او را گرفته بودند، چون با خرده کاغذ و تنباکوی وارداتی سیگار ساخته بود و این عملیات را چنان استادانه انجام داده بود که حتی سیگارکش های قهار هم متوجه تقلبش نشده بودند. علاوه بر آن با یک سازمان بین المللی قاچاق هم رابطه داشت که فعالیت های پرثمر آنها در اواخر قرن گذشته وارد کردن غیرقانونی چینی ها از پاناما بود. در واقع تجارت قاطرها که آن طور آبروی او را برده بود، تنها کار آبرومند و شرافتمندانه او محسوب می شد.
وقتی فلورنتینو با پشت زخمی از تخت پایین آمد، برای اولین بار در عمرش به جای چتر، عصا به دست گرفت و قبل از هر جا، یکراست به
روزنامه عدالت در خاتمه می نوشت که لورنزو داثا آن طور که خودش مایل بود بگوید، در اواخر قرن گذشته به خاطر آتیه درخشانی برای دخترش سان خوان د لاسیناگا را ترک نکرده بود، بلکه مچ او را گرفته بودند، چون با خرده کاغذ و تنباکوی وارداتی سیگار ساخته بود و این عملیات را چنان استادانه انجام داده بود که حتی سیگارکش های قهار هم متوجه تقلبش نشده بودند. علاوه بر آن با یک سازمان بین المللی قاچاق هم رابطه داشت که فعالیت های پرثمر آنها در اواخر قرن گذشته وارد کردن غیرقانونی چینی ها از پاناما بود. در واقع تجارت قاطرها که آن طور آبروی او را برده بود، تنها کار آبرومند و شرافتمندانه او محسوب می شد.
وقتی فلورنتینو با پشت زخمی از تخت پایین آمد، برای اولین بار در عمرش به جای چتر، عصا به دست گرفت و قبل از هر جا، یکراست به