گرفته بود دیگر از آن استفاده نکند، چون بیوه زنی با آن نام خانوادگی طولانی نمی بایستی به هیچ نوع موسیقی گوش می داد؛ نمی بایستی خاطره شوهر مرحومش را آلوده می ساخت، هر چقدر هم در محرمیت خود خلاف آن را می خواست، مهم نبود. بعد از سه شنبه سوم تنهایی، داد بار دیگر رادیو لامپی را از انبار بیرون بیاورند و در اتاق پذیرایی بگذارند. نه به خاطر گوش دادن به آهنگ های شاد فرستنده ریوبامبا که زمانی مورد علاقه اش بود، بلکه به خاطر پر کردن ساعات تنهایی با سریال های رادیویی گریه دار که از سانتیاگوی کوبا پخش می کردند. بسیار مفید واقع شد. از وقتی دخترش متولد شده بود، رفته رفته عادت کتاب خواندن را از دست داده بود. شوهرش به زور عادتش داده بود، آن هم از همان ابتدای ماه عسل. با ضعف تدریجی قوای بینایی، مطالعه را به کلی کنار گذاشت و حالا ماهها می گذشت و او نمی دانست عینک مطالعه اش را کجا گذاشته است.
به سریال های رادیویی چنان دلبستگی پیدا کرد که هر روز بی تابانه در انتظار آنها بود. گاه هم اخبار گوش می داد تا ببیند در جهان چه اتفاقاتی رخ داده است. در مواقع بسیار نادری که در خانه تک و تنها می ماند، صدای رادیو را کم می کرد و به آهنگ های رقص مرنگه سانتو دومینگو و رقص پلناس پورتوریکو گوش می داد که بسیار واضح به گوش او می رسیدند. یک شب از فرستندهای ناشناس با صدایی بسیار بلند و واضح، انگار درست در همسایگی او باشد، خبر وحشتناکی شنید: یک زوج پیر که چهل سال بود، هر سال به همان محل ماه عسل خود سفر می کردند با ضربات پاروی قایقرانی که آنها را به گردش می برد به قتل رسیده بودند. انگیزه قتل دزدیدن پولی بود که همراه داشتند: چهارده دلار. وقتی لوکرسیا دل رئال که مشروح آن را در روزنامه ای محلی خوانده
به سریال های رادیویی چنان دلبستگی پیدا کرد که هر روز بی تابانه در انتظار آنها بود. گاه هم اخبار گوش می داد تا ببیند در جهان چه اتفاقاتی رخ داده است. در مواقع بسیار نادری که در خانه تک و تنها می ماند، صدای رادیو را کم می کرد و به آهنگ های رقص مرنگه سانتو دومینگو و رقص پلناس پورتوریکو گوش می داد که بسیار واضح به گوش او می رسیدند. یک شب از فرستندهای ناشناس با صدایی بسیار بلند و واضح، انگار درست در همسایگی او باشد، خبر وحشتناکی شنید: یک زوج پیر که چهل سال بود، هر سال به همان محل ماه عسل خود سفر می کردند با ضربات پاروی قایقرانی که آنها را به گردش می برد به قتل رسیده بودند. انگیزه قتل دزدیدن پولی بود که همراه داشتند: چهارده دلار. وقتی لوکرسیا دل رئال که مشروح آن را در روزنامه ای محلی خوانده