مسئله ای بود بس بغرنج، چون هنوز از بیوه زن شدن او زمانی نگذشته بود. یک رز سرخ که عشقی آتشین بود ممکن بود برای سوگواری او توهین آمیز باشد. رزهای زردرنگ که در زبانهای دیگر نشانه نیکبختی بود، در زبان عامیانه نشانه حسادت بود. یک بار در مورد رزهای سیاه رنگ ترکیه چیزهایی شنیده بود که شاید از همه شایسته تر بودند. ولی او موفق نشده بود از آنها در باغچه خود بکارد، با آب و هوای آن جا جور در نمی آمد پس از مدتی شک و تردید عاقبت به فکر یک رز سفید افتاد که مثل بقیه از آن خوشش نمی آمد. گلی بود بی بو و بی خاصیت. گل هایی بودند لال که هیچ احساساتی را بیان نمی کردند. در لحظه آخر از ترس این که مبادا فرمینا داثا از روی شیطنت خود معنی خاصی به تیغ های گل بدهد، تمام تیغ ها را کند.
گل را با خوشرویی تمام پذیرفت. هدیه ای بود که کاسه ای زیر نیم کاسه نداشت. مراسم روزهای سه شنبه غنی تر شدند، طوری که وقتی او با شاخه رز سفید وارد می شد، گلدان روی میز چای حاضر و آماده بود. یک روز سه شنبه همان طور که داشت گل را در گلدان آب میگذاشت با لحنی که به نظر اتفاقی برسد، گفت: «زمانی برای ما گل های کاملیا وجود داشتند، نه گل های رز»
«بله، ولی منظور ما نیز با حالا خیلی فرق داشت و شما هم آن را به خوبی می دانید.»
همیشه همین طور بود. او سعی داشت قدمی به جلو بردارد و زن جلوی پایش را می گرفت و راهش را مسدود می کرد. گرچه این مرتبه با وجود آن جواب حاضر و آماده فلورنتینو آریثا متوجه شد که تیرش به هدف خورده است. چون روی خود را به طرفی برگردانده بود تا سرخی چهره اش معلوم نشود. چهره ای گلگون، سوزان و جوانانه که گویی
گل را با خوشرویی تمام پذیرفت. هدیه ای بود که کاسه ای زیر نیم کاسه نداشت. مراسم روزهای سه شنبه غنی تر شدند، طوری که وقتی او با شاخه رز سفید وارد می شد، گلدان روی میز چای حاضر و آماده بود. یک روز سه شنبه همان طور که داشت گل را در گلدان آب میگذاشت با لحنی که به نظر اتفاقی برسد، گفت: «زمانی برای ما گل های کاملیا وجود داشتند، نه گل های رز»
«بله، ولی منظور ما نیز با حالا خیلی فرق داشت و شما هم آن را به خوبی می دانید.»
همیشه همین طور بود. او سعی داشت قدمی به جلو بردارد و زن جلوی پایش را می گرفت و راهش را مسدود می کرد. گرچه این مرتبه با وجود آن جواب حاضر و آماده فلورنتینو آریثا متوجه شد که تیرش به هدف خورده است. چون روی خود را به طرفی برگردانده بود تا سرخی چهره اش معلوم نشود. چهره ای گلگون، سوزان و جوانانه که گویی