که هنوز به سمتی نرسیده بود. زن دلیل آن را درک نمی کرد و مرد آرزویش بود که دلیلش را به او بگوید. خود زن نیز هرگز سوار آن کشتی های روی رودخانه نشده بود. شوهرش از آب و هوای کوهستانی مسیر رودخانه نفرت داشت و برای حذر از آن صد تا عذر و بهانه می آورد: خطرات ارتفاع برای قلب، امکان ذات الریه، دورویی اهالی کوهستان و بی عدالتی های دولت. آن چنان بود که با نیمی از جهان آشنایی داشتند و کشور خود را نمی شناختند. در حال حاضر طیاره ای بود که روی آب فرود می آمد و به دهات طول رودخانه لا ماگدالنا سفر می کرد، درست مثل یک ملخ فلزی. دو نفر خلبان، شش نفر مسافر و گونیهای پست. فلورنتینو آریثا گفت: «درست مثل تابوتی است پرنده.» زن در اولین پرواز کشتی هوایی شرکت جسته و اصلا نترسیده بود، ولی حالا باور نمی کرد که خود او آن طور شهامت به خرج داده بود. گفت: «فرق کرده است.» طبعا منظورش این بود که خود او فرق کرده است و نه طریق سفر.
اغلب صدای پرواز هواپیماها غافلگیرش می کرد. در مراسم صدمین سالگرد درگذشت آزادی بخش دیده بود چقدر پایین پرواز می کردند و عملیات آکروباتیک انجام می دادند. یکی از آنها، مثل یک لاشخور سیاہ رنگ کم مانده بود به سقف خانه لامانگا برخورد کند. بعد یک تکه از بال طیاره روی درختی در همان حوالی افتاد و خودش هم به سیم های برق گیر کرد. با این حال حتی آن مسئله هم نتوانست فرمینا داثا را قانع کند که چیزهایی وجود دارند به اسم هواپیما. حتی در سالهای اخیر کنجکاو هم نشده بود تا به خلیج مانسانیو برود و فرود آمدن آن هواپیماهای کوچک را روی آب تماشا کند. مقامات نظامی قایق های ماهیگیری و قایق های تفریحی را متفرق می کردند تا طیاره ها بتوانند روی آب فرود بیایند. به خاطر سن بالای او، انتخابش کرده بودند تا با یک بغل گل سرخ
اغلب صدای پرواز هواپیماها غافلگیرش می کرد. در مراسم صدمین سالگرد درگذشت آزادی بخش دیده بود چقدر پایین پرواز می کردند و عملیات آکروباتیک انجام می دادند. یکی از آنها، مثل یک لاشخور سیاہ رنگ کم مانده بود به سقف خانه لامانگا برخورد کند. بعد یک تکه از بال طیاره روی درختی در همان حوالی افتاد و خودش هم به سیم های برق گیر کرد. با این حال حتی آن مسئله هم نتوانست فرمینا داثا را قانع کند که چیزهایی وجود دارند به اسم هواپیما. حتی در سالهای اخیر کنجکاو هم نشده بود تا به خلیج مانسانیو برود و فرود آمدن آن هواپیماهای کوچک را روی آب تماشا کند. مقامات نظامی قایق های ماهیگیری و قایق های تفریحی را متفرق می کردند تا طیاره ها بتوانند روی آب فرود بیایند. به خاطر سن بالای او، انتخابش کرده بودند تا با یک بغل گل سرخ