نام کتاب: عشق در زمان وبا
را داشت و نه سبکش مثل آنها بود. نامه اش چنان عاقلانه و سنجیده بود که عطر یک گل گاردنیا اصلا با آن جور در نمی آمد. می توان گفت که نامه اش به آن نامه های اداری شباهت یافته بود که هرگز موفق نشده بود خوب بنویسد. سال ها بعد اگر نامه ای خصوصی با ماشین تحریر نوشته می شد، امری بود نسبتا توهین آمیز، ولی در آن زمان ماشین تحریر حیوانی بود که به تازگی به ادارات پا گذاشته بود و اهلی کردن آن حیوان برای استفاده شخصی هنوز در کتابچه های راهنما نوشته نشده بود. آن را می شد به حساب شهامت مدرن بودن نویسنده نامه گذاشت. ظاهرا هم همان طور محسوب شده بود، چون فرمینا داثا در دومین نامه خودش از دستخط بد خودش عذرخواهی کرده و نوشته بود که برای نوشتن فقط یک قلم فلزی دارد و بس.
فلورنتینو آریثا در نامه اش کوچک‌ترین اشاره ای به نامه پر از ناسزای او نکرده بود. سبک تازه ای را برای دلربایی به کار برده بود. به عشق گذشته و به خود گذشته اش اشاره ای نکرده بود. نامه اش بسیار مرتب و سنجیده بود. در باره تعمق در مورد زندگی بود با تجربیات خودش درباره روابط زن و مرد. چیزهایی نوشته بود که زمانی خیال داشت به عنوان جلد دوم راهنمای عشاق بنویسد. با فرق این که اکنون آن را به سبک خان سالاری مثل خاطرات یک پیرمرد نوشته بود تا کسی متوجه نشود که در واقعیت مدرکی است عاشقانه. ابتدا چندین مرتبه آن را به سبک قدیمی خود چرکنویس کرد، ولی زمان خواندن مکرر آنها خیلی کوتاه تر از زمان سوزاندنشان بود. می دانست که کوچکترین حواس پرتی، کوچکترین لغزش از روی دلتنگی، ممکن است خاطره و طعم تلخ گذشته را در قلب او بیدار کند. گرچه پیش بینی می کرد که او حتی بدون باز کردن یک نامه، صد نامه او را پس بفرستد، با این حال مواظب بود حتی در یک نامه نیز

صفحه 450 از 536