گرفتن، وقتی برای ریش تراشیدن به صورتش کف صابون می مالید، نه تنها صورت که چند موی تازه جوانه زده روی جمجمه اش را هم می تراشید و آن را مثل کفل یک بچه صاف و نرم می کرد. تا آن موقع حتی در اداره هم کلاه از سر بر نداشته بود، حس می کرد که ناگهان لخت شده است و به نظرش محترمانه نمی رسید. ولی وقتی خود را با طاسی وفق داد و آن را پذیرفت حتی آن مردانگی طاس ها را هم که خیلی در موردش صحبت می شد، قبول کرد؛ مسئله ای که همیشه خیال می کرد طاسها از خودشان درآورده اند تا به خود بالند؛ مسئله ای که همیشه با تحقیر رد کرده بودش. چندی بعد از مد روز استفاده کرد یعنی با موهای بلند سمت راست سرش طاسی مغز سرش را پوشاند. حتی بعد از آن که این روش از مد افتاد، همچنان به آن ادامه داد. اما به هر حال همیشه کلاهی به سر میگذاشت که سوگوارانه می نمود، حتی بعد از آن که کلاه تارتاریتا که اسم محلی کلاه حصیری بود در آن جا مد شد.
ریختن دندان ها، برعکس، ربطی به آفت طبیعی نداشت، بلکه تقصیر یک دندانساز دوره گرد بود که خواسته بود مثلا با معالجاتش دردی را ریشه کن کند که صرفا از دندانی چرک کرده بود. ترس از مته دندانساز باعث شده بود که با وجود آن همه دندان درد پیش دندانپزشک نرود تا این که درد غیرقابل تحمل شد. مادرش در اتاق مجاور، تمام شب صدای آه و ناله او را شنیده و سخت متوحش شده بود، چون به نظرش همان آه و ناله زمانی بود که در حافظه اش رنگ باخته بودند. ولی وقتی دهان او را باز کرد تا ببیند عشق کجای او را به درد آورده است متوجه شد که لثه هایش ورم کرده اند.
عمو لئون دوازدهم او را پیش دکتر فرانسیس آدونی فرستاد. مردی سیاهپوست و غول آسا که همیشه چکمه و شلوار سواری به پا داشت و
ریختن دندان ها، برعکس، ربطی به آفت طبیعی نداشت، بلکه تقصیر یک دندانساز دوره گرد بود که خواسته بود مثلا با معالجاتش دردی را ریشه کن کند که صرفا از دندانی چرک کرده بود. ترس از مته دندانساز باعث شده بود که با وجود آن همه دندان درد پیش دندانپزشک نرود تا این که درد غیرقابل تحمل شد. مادرش در اتاق مجاور، تمام شب صدای آه و ناله او را شنیده و سخت متوحش شده بود، چون به نظرش همان آه و ناله زمانی بود که در حافظه اش رنگ باخته بودند. ولی وقتی دهان او را باز کرد تا ببیند عشق کجای او را به درد آورده است متوجه شد که لثه هایش ورم کرده اند.
عمو لئون دوازدهم او را پیش دکتر فرانسیس آدونی فرستاد. مردی سیاهپوست و غول آسا که همیشه چکمه و شلوار سواری به پا داشت و