نام کتاب: عشق در زمان وبا
گوشه ای کشاند تا بلکه از او اعترافی بگیرد، ولی او حاضر به اعتراف نبود و با اراده ای راسخ، ولی بسیار مؤدبانه به سادگی اظهار داشت که مسئله ای برای اعتراف وجود ندارد. گرچه در واقع منظوری از جوابش نداشت، ولی به هر حال خشنود بود که آن جواب به گوش کسانی می رسد که دلش می خواهد.
دکتر خوونال اوربینو اغلب با لحنی شیطنت آمیز می‌گفت که آن دو سال تلخ زندگی تقصیر او نبودند، بلکه تقصیر عادت بد همسرش بود. عادت داشت لباس های خانوادگی و لباس های خودش را بو بکشد تا بفهمد باید شسته شوند یا نه. از وقتی دختربچه بود چنان عادتی داشت و هرگز فکر نکرده بود که کسی ممکن است به آن توجه کند؛ اما شوهرش درست از همان اولین شب زناشویی متوجه این قضیه شد. حتی متوجه شد که همسرش لااقل سه بار در روز در حمام را به روی خود می بندد تا سیگار بکشد، به این کار چندان اهمیتی نداد چون زنهای طبقه اجتماعی او اغلب چندنفری با هم در را به روی خود می بستند تا در باره مردها صحبت کنند و سیگار بکشند و حتی مشروب بخورند. مشروبات الکلی نیم لیتری می خوردند و بعد مثل عمله ها مست میکردند و نقش زمین می شدند. ولی آن عادت همسرش که هر پیامی را که سر راه خود می یافت بو می‌کشید نه تنها به نظرش عادتی بسیار بد بود، بلکه آن را برای سلامتی خطرناک می دانست. همسرش مسئله را به شوخی می‌گرفت، درست مثل سایر مسائلی که حوصله نداشت درباره شان جر و بحث کند. می‌گفت که خداوند آن دماغ را صرفا به خاطر زینت روی چهره او نگذاشته است. یک روز صبح که برای خرید از خانه خارج شده بود، مستخدمان در جستجوی پسر سه ساله او کوچه و خانه همسایه ها را زیر و رو کردند، البته بعد از آن که تمام سوراخ های خانه را جستجو کرده

صفحه 365 از 536