دکتر اوربینو او را درک کرد و گفت: «بله، می فهمم، مد روز است.»
بعد شروع کرد به تعریف پروژه های جدید و بی شمار خود که می بایستی مثل همیشه بدون کمک مالی مقامات رسمی به سرانجام می رساند. به او یادآور شد که نمایش های کنونی چقدر مبتذلند و اصلا به پای نمایش های اواخر قرن گذشته نمی رسند. یک سال بود که داشت مردم را آبونه می کرد تا گروه سه نفری *کورتو*، *کاسالز* و *تیبو*" را برای کنسرت به تئاتر دراماتیک بیاورد و در بین تمام آن مقامات دولتی حتی یک نفر هم اسم آن سه نفر را نشنیده بود، در حالی که در همان ماه برای نمایشنامه های پلیسی رامون کارالت تمام بلیت ها به فروش رفته بود. برای اپراهای سبک و رقصهای سارسوئلا گروه دون مانولو د لا پرسا و بعد هم برای آن گروه پانتومیم که روی صحنه در یک چشم به هم زدن لباس عوض می کردند و تغییر شکل می دادند یا برای آن رقاصه پیر دنیز دالتِن که می گفت ستاره کاباره معروف فولی برژه پاریسی بوده است و آخر سر حتی برای آن غول بی شاخ و دم، اورسوس که با آن ریخت وحشت انگیزش روی صحنه تئاتر با گاو مخصوص میدان گاوبازی گلاویز می شد. البته چندان هم نمی شد شکایتی کرد، خود اروپایی ها هم بار دیگر سرمشق بدی شده بودند و جنگی وحشیانه را آغاز می کردند، در حالی که خود ما، عاقبت پس از نه جنگ داخلی در عرض نیم قرن در صلح زیست می کردیم. جنگهایی که اگر خوب حساب می شد فقط یک جنگ واحد بود، هر جنگی تکرار جنگ قبلی بود.
آنچه بیش از همه در نطق در مورد توجه فلورنتینو آریثا قرار گرفته
بعد شروع کرد به تعریف پروژه های جدید و بی شمار خود که می بایستی مثل همیشه بدون کمک مالی مقامات رسمی به سرانجام می رساند. به او یادآور شد که نمایش های کنونی چقدر مبتذلند و اصلا به پای نمایش های اواخر قرن گذشته نمی رسند. یک سال بود که داشت مردم را آبونه می کرد تا گروه سه نفری *کورتو*، *کاسالز* و *تیبو*" را برای کنسرت به تئاتر دراماتیک بیاورد و در بین تمام آن مقامات دولتی حتی یک نفر هم اسم آن سه نفر را نشنیده بود، در حالی که در همان ماه برای نمایشنامه های پلیسی رامون کارالت تمام بلیت ها به فروش رفته بود. برای اپراهای سبک و رقصهای سارسوئلا گروه دون مانولو د لا پرسا و بعد هم برای آن گروه پانتومیم که روی صحنه در یک چشم به هم زدن لباس عوض می کردند و تغییر شکل می دادند یا برای آن رقاصه پیر دنیز دالتِن که می گفت ستاره کاباره معروف فولی برژه پاریسی بوده است و آخر سر حتی برای آن غول بی شاخ و دم، اورسوس که با آن ریخت وحشت انگیزش روی صحنه تئاتر با گاو مخصوص میدان گاوبازی گلاویز می شد. البته چندان هم نمی شد شکایتی کرد، خود اروپایی ها هم بار دیگر سرمشق بدی شده بودند و جنگی وحشیانه را آغاز می کردند، در حالی که خود ما، عاقبت پس از نه جنگ داخلی در عرض نیم قرن در صلح زیست می کردیم. جنگهایی که اگر خوب حساب می شد فقط یک جنگ واحد بود، هر جنگی تکرار جنگ قبلی بود.
آنچه بیش از همه در نطق در مورد توجه فلورنتینو آریثا قرار گرفته
Alfred Coot. پیانیست سوئیسی (۱۸۷۷ - ۱۹۶۲). - م.<br />Pablo Casala. نوازنده ویلونسل و آهنگاز اسپانیولی (۱۸۷۶ - ۱۹۷۲). - م. <br /> Jacques Thibaud. ویلونیست فرانسوی (۱۸۸۰ - ۱۹۵۲). - م.