بعدازظهر روز قبل هم کسی را در آنجا ندیده بود که بتواند لئونا کاسیانی باشد. ولی وقتی گزارش او را خواند، او را به دفتر خود خواند و در ساعت در آنجا با هم صحبت کردند. بنابر روشی که لئون دوازدهم برای شناخت مردم به کار می برد از هر دری حرف به میان می کشید. گزارش خیلی ساده و منطقی بود و راه حل مناسبی پیش پا میگذاشت، در واقع مشکلات را حل می کرد. ولی برای عمو لئون دوازدهم دیگر آن مسئله جالب نبود، آن زن برایش جالب شده بود. آنچه بیشتر از همه او را تحت تأثیر قرار داده بود این بود که زن بعد از پایان دوره دبستان به مدرسه کلاه سازی و زینت آلات رفته بود. علاوه بر آن اکنون در خانه انگلیسی یاد می گرفت آن هم به طور خودآموز و بدون معلم، سه ماه هم می شد که به کلاس های شبانه ماشین نویسی می رفت؛ پیش بینی می شد که این حرقه جدید، همان طور که قبلا در مورد تلگراف و قبل از آن هم در باره ماشین بخار گفته بودند، آتیه ای درخشان داشته باشد.
وقتی مذاکره به پایان رسید و زن از اتاق خارج شد، عمو لئون دوازدهم از همان موقع شروع کرد به صدا کردن او به نامی که عین نام خودش بود: لئونا. از آن به بعد نیز همیشه او را با همین نام صدا کرد. تصمیم گرفته بود یکباره روی مشکلات با قلم خط بکشد و مسئولیت آنها را به عهده خود کسانی بگذارد که آنها را تراشیده بودند، درست عین پیشنهاد لئونا. برای او هم شغلی اختراع کرده بود که نه اسمی داشت و نه وظایفش معلوم بود، اما در واقع منشی خصوصی او شده بود. آن روز بعدازظهر، پس از مراسم ختم بدون افتخار بخش عمومی عمو لئون دوازدهم از فلورنتینو آریثا سؤال کرد لئونا کاسیانی را از کجا پیدا کرده است و او هم واقعیت را برایش تعریف کرد. عمویش هم به او گفت:« در این صورت برو و باز سوار آن تراموا بشو و هر زنی را مثل او پیدا کردی به این جا بیاور. با دو سه تا از این ها، تمام کشتی هایت را نجات خواهیم داد.»
وقتی مذاکره به پایان رسید و زن از اتاق خارج شد، عمو لئون دوازدهم از همان موقع شروع کرد به صدا کردن او به نامی که عین نام خودش بود: لئونا. از آن به بعد نیز همیشه او را با همین نام صدا کرد. تصمیم گرفته بود یکباره روی مشکلات با قلم خط بکشد و مسئولیت آنها را به عهده خود کسانی بگذارد که آنها را تراشیده بودند، درست عین پیشنهاد لئونا. برای او هم شغلی اختراع کرده بود که نه اسمی داشت و نه وظایفش معلوم بود، اما در واقع منشی خصوصی او شده بود. آن روز بعدازظهر، پس از مراسم ختم بدون افتخار بخش عمومی عمو لئون دوازدهم از فلورنتینو آریثا سؤال کرد لئونا کاسیانی را از کجا پیدا کرده است و او هم واقعیت را برایش تعریف کرد. عمویش هم به او گفت:« در این صورت برو و باز سوار آن تراموا بشو و هر زنی را مثل او پیدا کردی به این جا بیاور. با دو سه تا از این ها، تمام کشتی هایت را نجات خواهیم داد.»