فروش بلیت و قسمت باربری. در انتها نیز بخش عمومی بود که از همان اسمش معلوم بود که چه خرتوخری است. تمام مشکلات غیر قابل حل شرکت به آنجا موکول می شد و در همان جا می مرد. لئونا کاسیانی در آنجا بود. پشت گونی های ذرت و مدارک گم شده که بیهوده در آنجا انبار شده بودند. روزی که لئون دوازدهم شخصا به آن بخش پا گذاشت تا ببیند از چه راهی بخش عمومی به درد خور می شود، بعد از سه ساعت سؤال از کارمندانی که جمع شده و تشکیل جلسه داده بودند، با فرضیاتی احتمالی و واقعی به اتاق خود برگشت. معذب بود که برای آن همه اشکالات راه حلی پیدا نکرده است و درست برعکس مشکلات دیگر و متفاوتی را یافته بود که راه حل نداشتند.
روز بعد وقتی فلورنتینو آریثا به دفتر خود پا گذاشت، روی میز گزارشی از طرف لئونا کاسیانی دید که در آن از او تقاضا کرده بود خوب بررسی اش کند و اگر آن را مقتضی حال دانست به عمویش گزارش دهد. تنها کسی بود که در بازرسی روز قبل کلمه ای بر زبان نیاورده بود، در نقش کارمندی که از روی ترحم به او شغلی داده بودند باقی مانده بود. ولی در گزارش خود متذکر شده بود که آن عمل به خاطر سهل انگاری نبوده و صرفا به خاطر احترام به مأموران آن بخش بوده است. گزارشی بود بسیار ساده. عموشون دوازدهم تصمیم داشت آنجا را حسابی عوض کند ولی عقیده لئونا کاسیانی درست خلاف آن بود. به این دلیل بسیار واضح که بخش عمومی جایی بود که اصلا وجود و معنی نداشت. صرفا خاکروبه دانی مشکلات پردردسر و در عین حال بیاهمیت بود که بخش های دیگر از سر باز می کردند. در نتیجه راه حل این بود که بخش عمومی را از بین برداشت تا مشکلات هر بخش در همان جا حل شود.
عمو لئون دوازدهم روحش از وجود او بی اطلاع بود و در جلسه
روز بعد وقتی فلورنتینو آریثا به دفتر خود پا گذاشت، روی میز گزارشی از طرف لئونا کاسیانی دید که در آن از او تقاضا کرده بود خوب بررسی اش کند و اگر آن را مقتضی حال دانست به عمویش گزارش دهد. تنها کسی بود که در بازرسی روز قبل کلمه ای بر زبان نیاورده بود، در نقش کارمندی که از روی ترحم به او شغلی داده بودند باقی مانده بود. ولی در گزارش خود متذکر شده بود که آن عمل به خاطر سهل انگاری نبوده و صرفا به خاطر احترام به مأموران آن بخش بوده است. گزارشی بود بسیار ساده. عموشون دوازدهم تصمیم داشت آنجا را حسابی عوض کند ولی عقیده لئونا کاسیانی درست خلاف آن بود. به این دلیل بسیار واضح که بخش عمومی جایی بود که اصلا وجود و معنی نداشت. صرفا خاکروبه دانی مشکلات پردردسر و در عین حال بیاهمیت بود که بخش های دیگر از سر باز می کردند. در نتیجه راه حل این بود که بخش عمومی را از بین برداشت تا مشکلات هر بخش در همان جا حل شود.
عمو لئون دوازدهم روحش از وجود او بی اطلاع بود و در جلسه