نام کتاب: عشق در زمان وبا
آن عشق بود. تنها هدفش در زندگی این بود که فرمینا داثا را به چنگ آورد و چنان به این موضوع اطمینان داشت که ترانزیتو آریثا را متقاعد ساخت به تعمیر ساختمان خانه ادامه دهد تا هر لحظه که معجزه واقعیت پیدا کرده بتواند او را بپذیرد. ترانزیتو آریثا برخلاف شک و شبهه اش در باره چاپ کتاب راهنمای عشاق قدمی هم از گلیم خود فراتر نهاد: خانه را نقد خرید و تعمیرات را بلافاصله آغاز کرد. اتاق خواب قبلی را به اتاق پذیرایی تبدیل کردند. در طبقه بالا اتاق خوابی برای عروس و داماد ساختند و یک اتاق دیگر برای فرزندان احتمالیشان. هر دو اتاق، بسیار وسیع و آفتاب گیر بودند. آن انبار وسیع تنباکو را به باغی وسیع تبدیل کردند و چندین و چند بوته مختلف گل سرخ در آن کاشتند. فلورنتینو آریثا در صبح‌های بیکاری خود به گل‌ها می رسید. تنها جایی را که دست نخورده نگه داشتند، مغازه خرازی بود؛ نمادی از سپاسگزاری آنها از گذشته. پستوی مغازه هم، جایی که فلورنتینو آریثا در آن می خوابید، به همان شکل ماند، با همان ننوی آویزان به دیوار و میز بزرگی که روش چیز می‌نوشت و در بی نظمی از کتاب پوشیده بود. ولی خود او تغییر مکان داد و به اتاق خواب طبقه دوم رفت. جایی که اتاق زناشویی در نظر گرفته شده بود. آن اتاق بزرگ‌ترین و خنک‌ترین اتاق خانه بود و بالکن داشت و شبها می توانستی آنجا بنشینی و از نسیم دریا و بوی عطر گل سرخها لذت ببری. در ضمن اتاقی بود که حالت زاهدانه فلورنتینو آریثا را به خوبی منعکس می کرد. مثل کشیشی در صومعه. دیوارها فقط با گچ سفید شده بودند و هیچ زینتی به روی خود نداشتند. تختخوابش مثل محکومان به حبس ابد بود. روی میز پای تخت شمعی بر نوک بطری بود. گنجه لباس قدیمی و پارچ و لگنی برای دست و رو شستن هم داشت.
به پایان رسیدن تعمیر خانه حدود سه سال طول کشید و مصادف شد

صفحه 272 از 536