نگذشته بود که دو عاشق، هر یک جداگانه برای سپاسگزاری به نزد او رفتند. به خاطر توصیه های او در نامه های عاشقانه پسرک و با جواب های مثبت و صمیمانه دخترک قرار شده بود با هم ازدواج کنند.
فقط وقتی اولین فرزندشان به دنیا آمد، در گفتگویی اتفاقی متوجه شدند که نامه های هر دو را همان یک میرزا بنویس نوشته است. بعد برای اولین بار هر دو با هم به راسته میرزا بنویسها رفتند تا از او تقاضا کنند که در مراسم غسل تعمید، پدر تعمیدی فرزندشان بشود. فلورنتینو آریثا چنان از نتیجه مثبت رؤیاهای خود سر شوق آمد که با وجود آن که اصلا وقت نداشت ولی به هر حال وقت آن را به دست آورد تا راهنمای عشاق را بنویسد. کتابی خیلی مفصل تر و شاعرانه تر از کتابی که با همین عنوان به قیمتی ناچیز در دستفروشی های کنار خیابان فروخته می شد و نیمی از شهر آن را از حفظ بود. تمام احتمالات خیالی ملاقات های خودش و فرمینا داثا را در آن نوشته بود. برای هر یک از آن موقعیتها، چندین و چند راه ذکر کرده بود. تمام راه های ممکن را در نظر مجسم کرده بود. حدود هزار نامه فراهم کرده بود که می شد با آنها سه جلد کتاب درست کرد؛ کتابهایی به دقت راهنمای قوانین ازدواج اثر *کوواروبیاس*. ولی هیچ ناشری حاضر نشد آن را چاپ کند در نتیجه آن نوشته ها نیز همراه نوشته های دیگر در گوشه انباری افتادند. ترانزیتو آریثا هم رک و راست به او گفته بود که به هیچ قیمتی حاضر نیست پس انداز عمرش را از کوزه های مدفون در زمین بیرون بکشد و خرج چاپ کتابی جنون آمیز کند. سالهای سال بعد، وقتی فلورنتینو آریثا خودش وسعش می رسید تا آن را چاپ کند، به سختی موفق شد این واقعیت را بپذیرد که نامه های عاشقانه دیگر از مد افتاده اند.
فقط وقتی اولین فرزندشان به دنیا آمد، در گفتگویی اتفاقی متوجه شدند که نامه های هر دو را همان یک میرزا بنویس نوشته است. بعد برای اولین بار هر دو با هم به راسته میرزا بنویسها رفتند تا از او تقاضا کنند که در مراسم غسل تعمید، پدر تعمیدی فرزندشان بشود. فلورنتینو آریثا چنان از نتیجه مثبت رؤیاهای خود سر شوق آمد که با وجود آن که اصلا وقت نداشت ولی به هر حال وقت آن را به دست آورد تا راهنمای عشاق را بنویسد. کتابی خیلی مفصل تر و شاعرانه تر از کتابی که با همین عنوان به قیمتی ناچیز در دستفروشی های کنار خیابان فروخته می شد و نیمی از شهر آن را از حفظ بود. تمام احتمالات خیالی ملاقات های خودش و فرمینا داثا را در آن نوشته بود. برای هر یک از آن موقعیتها، چندین و چند راه ذکر کرده بود. تمام راه های ممکن را در نظر مجسم کرده بود. حدود هزار نامه فراهم کرده بود که می شد با آنها سه جلد کتاب درست کرد؛ کتابهایی به دقت راهنمای قوانین ازدواج اثر *کوواروبیاس*. ولی هیچ ناشری حاضر نشد آن را چاپ کند در نتیجه آن نوشته ها نیز همراه نوشته های دیگر در گوشه انباری افتادند. ترانزیتو آریثا هم رک و راست به او گفته بود که به هیچ قیمتی حاضر نیست پس انداز عمرش را از کوزه های مدفون در زمین بیرون بکشد و خرج چاپ کتابی جنون آمیز کند. سالهای سال بعد، وقتی فلورنتینو آریثا خودش وسعش می رسید تا آن را چاپ کند، به سختی موفق شد این واقعیت را بپذیرد که نامه های عاشقانه دیگر از مد افتاده اند.
Diego Covarulins . مبلغ مذهبی اسپانیولی که کارلوی پنجم، پادشاه اسپانیا، او را به<br />عنوان اسقف اعظم به آمریکای مرکزی فرستاد. - م.