نام کتاب: عشق در زمان وبا
مهربانانه اش به او بقبولاند و چیزی را به خورد او بدهد که واقعیت نداشت. در هر حال، فلورنتینو آریثا، سالهای سال بعد متوجه آن شباهت شد. جلوی آینه سرش را شانه می کرد که متوجه شد و دریافت مرد وقتی متوجه پیر شدنش می شود که دریابد به پدرش شبیه شده است.
در خانه شان در کوچه پنجره ها او را به خاطر نمی آورد. حدس می زد که پدرش در ابتدای عشق با ترانزیتو آریثا، مدت زمانی در آن جا خوابیده ولی پس از تولد او دیگر به سراغ او نرفته است. مدرک غسل تعمید فلورنتینو آریثا که برای سالیان سال شناسنامه اش محسوب می شد، در کلیسای *توریبیو*ی مقدس صادر شده و در آن آمده بود که او فرزند نامشروع زنی است بدون شوهر به نام ترانزیتو آریثا که به نوبه خود نامشروع است. در آن مدرک نامی از پدر برده نشده بود. پدری که به هر حال در خفا تا آخرین روز عمر خود، مخارج فرزندش را به عهده گرفته بود. این موقعیت اجتماعی در مدرسه طلاب را به روی فلورنتینو آریثا بست و در عین حال او را در دوره خطرناک جنگ های داخلی از رفتن به نظام وظیفه معاف کرد، چون او تنها فرزند مذکر مادری بی شوهر بود.
هر جمعه، بعد از مدرسه، مقابل شرکت کشتیرانی روی رودخانه های کارائیب می‌نشست و بار دیگر کتابی را که با تصاویر حیوانات مصور شده بود، می خواند. آنقدر آن را خوانده و مرور کرده بود که صفحات کتاب کهنه شده بودند. پدر خود را می دید که دارد وارد اداره می شود، با همان فراک که ترانزیتو آریثا بعد برای او کوچکش کرد. چهره پدرش شبیه شمایل حضرتی بود که در نمازخانه کلیساها دیده بود. وقتی بعد از چندین ساعت از اداره خارج می شد، به دور و بر نگاه می کرد تا هیچ کس،
Toribio

صفحه 267 از 536