سروده بود. در حاشیه صفحهها هم قلبهای تیر خورده نقاشی کرده بود. به دو چیز توجهش بسیار جلب شده بود. یکی دستخط پدرش که عینا مثل دستخط خود او بود. گرچه او دستخطش را از کتاب خودآموز خط انتخاب کرده بود و بعد هم یافتن جملهای که خیال می کرد مال خودش است و پدرش خیلی قبل از تولد او یادداشتش کرده بود: «تنها چیزی که از مرگ متاسفم خواهد کرد، این است که مرگم از عشق نباشد.»
دو عکس پدرش را هم دیده بود، تنها عکسهای به جا مانده از او. یکی را در اوج جوانی در شهر مانتافه انداخته بود. درست در سن خود او، وقتی برای اولین بار آن عکس را دیده بود. پدرش پالتویی احتمالا از پوست خرس به تن داشت و به پایه مجسمه ای تکیه داده بود که سرش قطع شده و فقط بدنه اش مانده بود. پسر بچه کوچولویی که کنارش ایستاده بود، عمو لئون دوازدهم بود که کلاه کوچک ناخدای کشتی به سر داشت. در عکس دیگر پدرش همراه یک گروه مردان مسلح بود، خدا میداند در کدام یک از آن جنگ های بی شمار، تفنگ او از مال بقیه بلندتر بود و بوی باروت سبیل چخماقی اش از عکس بیرون می زد. او نیز مثل برادرانش فراماسون و آزادیخواه بود و با این حال دلش می خواست که پسرش به مدرسه طلاب برود و کشیش بشود. فلورنتینو آریثا، برخلاف عقیده همگانی، وجه مشترک و شباهتی بین خود و پدرش نمی دید، ولی عمو لئون دوازدهم می گفت که حتی پیوس پنجم را هم به خاطر شاعرانه بودن مدارک رسمی اش سرزنش کرده بودند. به هر حال او نه به عکس های پدرش شباهت داشت و نه به آنچه از او در خاطر داشت و نه حتی به تصویری که مادرش از او توصیف می کرد؛ تصویری که با حیله عشق تغییر شکل یافته بود. به تصویر توصیف شده عمو لئون دوازدهم از پدرش هم شباهتی نداشت؛ تصویری که عمویش می خواست با سنگدلی
دو عکس پدرش را هم دیده بود، تنها عکسهای به جا مانده از او. یکی را در اوج جوانی در شهر مانتافه انداخته بود. درست در سن خود او، وقتی برای اولین بار آن عکس را دیده بود. پدرش پالتویی احتمالا از پوست خرس به تن داشت و به پایه مجسمه ای تکیه داده بود که سرش قطع شده و فقط بدنه اش مانده بود. پسر بچه کوچولویی که کنارش ایستاده بود، عمو لئون دوازدهم بود که کلاه کوچک ناخدای کشتی به سر داشت. در عکس دیگر پدرش همراه یک گروه مردان مسلح بود، خدا میداند در کدام یک از آن جنگ های بی شمار، تفنگ او از مال بقیه بلندتر بود و بوی باروت سبیل چخماقی اش از عکس بیرون می زد. او نیز مثل برادرانش فراماسون و آزادیخواه بود و با این حال دلش می خواست که پسرش به مدرسه طلاب برود و کشیش بشود. فلورنتینو آریثا، برخلاف عقیده همگانی، وجه مشترک و شباهتی بین خود و پدرش نمی دید، ولی عمو لئون دوازدهم می گفت که حتی پیوس پنجم را هم به خاطر شاعرانه بودن مدارک رسمی اش سرزنش کرده بودند. به هر حال او نه به عکس های پدرش شباهت داشت و نه به آنچه از او در خاطر داشت و نه حتی به تصویری که مادرش از او توصیف می کرد؛ تصویری که با حیله عشق تغییر شکل یافته بود. به تصویر توصیف شده عمو لئون دوازدهم از پدرش هم شباهتی نداشت؛ تصویری که عمویش می خواست با سنگدلی