آنها را در آن ضبط می کرد. از آنجا که ایموس بیشتر ساعتهای روز را در اتاق مطالعه محبوس و سرگرم دیکته کردن خاطراتش در ضبط صوت بود، پیتر وقت فراغت بسیاری داشت. زندگی ویوین هم که دو مستخدم در خدمتش بودند، چنین بود.
عاقبت کار از ابتدا مشخص بود. در آغاز، پیتر صرفا هم صحبتی خوشایند برای پر کردن تنهایی ویوین بود. بتدریج، بی آنکه هیچ یک از آن دو زمان شروعش را بدانند، صمیمیتی بین آنها شکل گرفت که خود را به مقدار جزئی، اما آشکار نشان می داد. در یک تماس تصادفی دست، هردو همچون برق گرفتگان خود را عقب می کشیدند. برخی اوقات، در می یافتند که مدتهای مدید، پیش از آنکه با حالتی گناهکارانه نگاه از یکدیگر برگیرند و به جای دیگر بنگرند، در سکوت به یکدیگر خیره شده اند. بالاخره روزی رسید که آن دو در اتاق جلویی تنها ماندند و به جای آنکه به نقطه ای دیگر بنگرند، پیتر او را در آغوش گرفت و ویوین با حرارت به او چسبید.
پس از آن بعضی وقتها، هنگامی که ایموس در خواب بود یکدیگر را مخفیانه خارج از خانه ملاقات می کردند. ترتیب دادن این ملاقاتها سخت نبود، چون خواب روزمره ایموس نیز همچون باقی زندگی اش، به همان خشکی و دقت طراحی شده بود. به عنوان شخصی که مبتلا به بی خوابی است، ایموس هر شب ساعت ده، قرص خواب آوری می خورد و ساعت ده و نیم می خوابید. یک ربع مانده به یازده، تحت تأثیر دارو او در خواب عمیقی بود که تا ساعت هفت صبح ادامه می یافت. هیچ کدام از مستخدمها در خانه نمی خوابیدند، و از آنجا که ویوین و شوهرش شب را در اتاقهایی جداگانه سپری می کردند، برای او آسان بود بی آنکه شوهرش پی به موضوع برد پنهانی از خانه خارج شود.
عاقبت کار از ابتدا مشخص بود. در آغاز، پیتر صرفا هم صحبتی خوشایند برای پر کردن تنهایی ویوین بود. بتدریج، بی آنکه هیچ یک از آن دو زمان شروعش را بدانند، صمیمیتی بین آنها شکل گرفت که خود را به مقدار جزئی، اما آشکار نشان می داد. در یک تماس تصادفی دست، هردو همچون برق گرفتگان خود را عقب می کشیدند. برخی اوقات، در می یافتند که مدتهای مدید، پیش از آنکه با حالتی گناهکارانه نگاه از یکدیگر برگیرند و به جای دیگر بنگرند، در سکوت به یکدیگر خیره شده اند. بالاخره روزی رسید که آن دو در اتاق جلویی تنها ماندند و به جای آنکه به نقطه ای دیگر بنگرند، پیتر او را در آغوش گرفت و ویوین با حرارت به او چسبید.
پس از آن بعضی وقتها، هنگامی که ایموس در خواب بود یکدیگر را مخفیانه خارج از خانه ملاقات می کردند. ترتیب دادن این ملاقاتها سخت نبود، چون خواب روزمره ایموس نیز همچون باقی زندگی اش، به همان خشکی و دقت طراحی شده بود. به عنوان شخصی که مبتلا به بی خوابی است، ایموس هر شب ساعت ده، قرص خواب آوری می خورد و ساعت ده و نیم می خوابید. یک ربع مانده به یازده، تحت تأثیر دارو او در خواب عمیقی بود که تا ساعت هفت صبح ادامه می یافت. هیچ کدام از مستخدمها در خانه نمی خوابیدند، و از آنجا که ویوین و شوهرش شب را در اتاقهایی جداگانه سپری می کردند، برای او آسان بود بی آنکه شوهرش پی به موضوع برد پنهانی از خانه خارج شود.