نام کتاب: صحبت شیطان
منشی این مرد مسن بود، و معمولا، باید فقط چهل ساعت در هفته، به اضافه هر چهارشنبه شب که انتظار می رفت شام میهمان آن خانواده باشد، تسلیم برنامه بی تنوع زندگی ایموس کراودر باشد. *ویوین* محکوم بود بیست و چهار ساعت در روز، و هفته ای هفت روز از این برنامه پیروی کند.
ویوین همیشه روی صندلی اش در اتاق جلویی، و ابوت، طبق معمول، روی کاناپه می نشست. گاهی اوقات وسوسه می شد جای دیگری بنشیند تا ریتم موزون هستی کار فرمایش را برهم زند، اما هرگز این کار را نمی کرد. حتی تغییر کوچکی چون ترتیب نشستن پس از شام، ایموس را ناراحت می کرد.
مانند همیشه، بلافاصله پس از صرف شام، ایموس کراودر به همسر و منشی اش پشت می کرد و دستانش را روی آتش کنده ای که در بخاری دیواری می سوخت، می گرفت. در سن شصت و پنج سالگی، هنوز قوی و استوار به نظر می آمد و به هیچ عنوان غیرجذاب به معنای جدی آن نبود. او بسیار خوش ظاهر، با چهره ای هنوز صاف و بی چین و چروک، و موهایی اگرچه کمی سفید، اما پر پشت و مجعد بود.
ویوین از پشت کردن شوهرش استفاده کرد و لبانش را به حالت بوسه برای پیتر ابوت درآورد. منشی جذاب با حرکت سر به او اخطار داد.
پس از آنکه دقیقا به مدت سی ثانیه دستانش را گرم کرد، به طرف آنها برگشت و گفت: قهوه را من می آورم.
این هم یکی از تشریفات بود. خانواده کراودر خدمتکار و مستخدم داشتند، اما مشروبها را همیشه شخص ایموس مخلوط و تعارف می کرد. پیش از شام، مارتینی ها را در باری که مشرف به گوشه ای از اتاق نشیمن
Vivian

صفحه 277 از 291