باشد. پنجره طرف شما باز بود، و زخم هم بالای شانه، هدفی عالی برای کسی که از نزدیک نشانه می گیرد. پلیس یک تیر پیدا کرده که پرتاب شده است. و مطابق تعلیماتی که دیده، دنبال سلاحی است که آن را شلیک کرده است. طراحی گلوله طوری است که باید با تپانچه شلیک شود، و این دارت هم باید با تفنگ بادی اما دارت اگر با دست هم پرتاب شود، می تواند به همان اندازه مؤثر باشد و اگر کسی دستکش به دست داشته باشد، مانند شما در آن روز اثر انگشتی باقی نمی ماند. روی هم رفته چندتا دارت بود؟
خانم چونگ بی آنکه حرکتی کند گفت: سه تا.
- یکی در موزه، یکی در دست پلیس، و سومی..؟
- آن را نگاه داشته ام.
از درون جیب لباسش، چیزی را که در دستمالی ابریشمین پوشیده شده بود، بیرون آورد. هنگامی که گوشه پارچه را کنار زد، در میان دستمال، باریکه ای از چوب نخل در قلب چوب پنبه ای، قرار داشت، و نوکش را گلوله ای از پنبه پوشانده بود.
فتجو نزد او رفت: برای خودتان؟
- آیا عدالت همین نیست؟
پنبه را برداشت و ماده سیاهی را که به نوک آن مالیده شده بود، در معرض دید قرار داد.
- به بیان دقیق تر، بزدلی.
فت جو به آرامی این را ادا کرد، اما دهانش خشک شده بود و قلبش می زد.
- پیش از این، هر کاری کردی به خاطر میلی بود؛ حالا می خواهی بروی، آن هم زمانی که هر روز بیشتر و بیشتر به تو نیاز دارد؟
خانم چونگ بی آنکه حرکتی کند گفت: سه تا.
- یکی در موزه، یکی در دست پلیس، و سومی..؟
- آن را نگاه داشته ام.
از درون جیب لباسش، چیزی را که در دستمالی ابریشمین پوشیده شده بود، بیرون آورد. هنگامی که گوشه پارچه را کنار زد، در میان دستمال، باریکه ای از چوب نخل در قلب چوب پنبه ای، قرار داشت، و نوکش را گلوله ای از پنبه پوشانده بود.
فتجو نزد او رفت: برای خودتان؟
- آیا عدالت همین نیست؟
پنبه را برداشت و ماده سیاهی را که به نوک آن مالیده شده بود، در معرض دید قرار داد.
- به بیان دقیق تر، بزدلی.
فت جو به آرامی این را ادا کرد، اما دهانش خشک شده بود و قلبش می زد.
- پیش از این، هر کاری کردی به خاطر میلی بود؛ حالا می خواهی بروی، آن هم زمانی که هر روز بیشتر و بیشتر به تو نیاز دارد؟