نام کتاب: صحبت شیطان
- من کاری نمی کنم که شما قبلا با خود نکرده اید.
زن با سر تصدیق کرد:
- می مانید؟
- چرا؟
- چون خواهش می کنم. این کافی نیست؟
فت جو روبه روی او، سر جای قبلی اش نشست.
- آمادگی دارید آنچه را که باید بگویم بشنوید؟ دردناک خواهد بود.
خانم چونگ با صدایی آهسته زیر لب گفت: با درد غریبه نیستم.
فت‌جو با متانتی دلنشین صحبتش را آغاز کرد: بچه می‌لی، بزرگترین خوشبختی او و شماست. اما چونگ مین بچه نمی خواست و قصد داشت او را از بین ببرد. میراث دراز مدت به شما اجازه نمی داد شخصا با او مقابله کنید. با آگاه کردن مقامات از سقط جنین نیز، فقط توجه شان را به موقعیت غیر قانونی می‌لی جلب کرده و موجب اخراج او از کشور می شدید. مجبور بودید، تنها راه ممکن را برای متوقف کردن او انتخاب کنید، و آن معامله زندگی او با زندگی خودتان و می‌لی بود.
خانم چونگ مین مات و مبهوت گفت: مرد دانایی هستی.
- دارم از موزه «د یونگ» می آیم، جایی که افتخار دیدن مجموع چونگ مین را داشتم. به نظر می آید مرا گمراه کرده اید آنها فقط بخشی از مجموعه را برای نمایش برداشته اند، بنابراین باید نتیجه بگیرم که در میان آنچه اینجا مانده است، چیزی بود که نمی خواستید من ببینم.
- انکار نمی کنم.
- ظاهرا آنچه بیش از همه نمی خواستید من ببینم، دارت‌های اضافی است، شاید یک شیشه خیزران اضافی. پلیس به دنبال فرد ناشناسی است که از میان جمعیت یک تفنگ بادی را به سوی چونگ مین هدف گرفته

صفحه 272 از 291