نام کتاب: صحبت شیطان
همین دلیل خوشحال نبود.
از آنجا که پلیس نمی توانست از سرنخ‌ها اطلاعاتی به دست بیاورد، از شدت تحقیقاتشان در مورد قتل کاسته شد. رفت و آمد کاگزول به مغازه عطاری فت جو کم و کمتر می شد، زیرا او اطلاعاتی نداشت که به پلیس بدهد. سنت‌های ریشه دار مردمش هم کنار گذاشتن عنصر نامطلوب و حمایت از شخص برکنار کننده را دیکته می کرد که از نظر فت جو خیرخواه جامعه و نه لزوما تهدیدی برای آن تلقی می شد. فرد چینی - آمریکایی از بسیاری جهات، هرچند بی اهمیت، قوانین متظاهرانه و هتاک امریکایی را که بر ضد سنن مقدس است، زیر پا می گذارد. او قمار می کند، مواد آتشزا را مورد معامله قرار می دهد، به مهاجرت مردمی که تنها گناهشان رؤیای زندگی همیشگی در آمریکاست یاری می رساند، این مهاجران غیرقانونی را پناه می دهد و آنها را با قیمت‌های غیرقانونی بسیار پایین به کار می گیرد. اگر او آشکارا در برابر این دستگاه مقاومت نکند، نمی تواند راه خویش را هموار کند.
اما فت جو باید بداند از چه کسی محافظت کند. بلاتکلیفی او را خشمگین می کرد.
یک روز یکشنبه آفتابی که هسیانگ یوان و می‌لی به باغ وحش رفته بودند، فت جو به مقصد *پارک گولدن گیت* و موزه د یونگ سوار اتوبوس شد.
کلکسیون چون مین در اتاق کوچکی در گوشه شمالی قرار داشت. این مجموعه ظروف سفالی، لباس، ابزار، سلاح، آثار هنری، وسایل و لوازم از جنس‌های مختلف را در بر می گرفت و فرهنگ‌های متعددی از منطقه وسیع آسیا را می نمایاند. فت جو مدت زیادی مقابل تاقچه سلاح‌ها که شبیه به
Golden Gate park

صفحه 268 از 291