به هم می آیند. در این دوره و زمانه سخت واقعاً برایشان خوشحالم.
- او موجود دلربایی است و هرچه هسیانگ یوان در موردش میگفت، درست بود. عجیب است که چنین دختر جذابی با قیمتی خوب، به مشتریان چونگ فروخته نشده است. آدم انتظار دارد او را به عنوان معشوقه در خانه شهروند ثروتمند پیری ببیند.
همسر نامشروع داشتن، یکی دیگر از پیشه های محترمی بود که قانون غرب نتوانسته بود از محله چینی ها بزداید. بالاتر از همه اینکه چینی ها واقع بین هستند. همسر نخست، حضور زن جوانتر دیگر را عاقلانه می پذیرد، به عنوان کمکی برای خود و وسیله ای که شوهر را شبها در خانه نگه دارد.
صورت خانم چونگ چیزی بروز نداد. با لحن ملایمی گفت: کار او در اینجا همین است. شوهرم او را برای خودش انتخاب کرده بود.
فت جو سرش را خم کرد: متوجهم. لطفاً این حرف از سر بی فکری مرا فراموش کنید. اما باید بیفزایم که شوهرتان برای آنچه قیمتی ندارد، دید شخصی خبره را داشت. شما و میلی شواهد زنده این ذائقه اید.
خانم چونگ با لبخند ملایمی این تمجید زیرکانه را پذیرفت.
- شما با مقایسه من و میلی، بیخود از من تعریف می کنید، اما در هر حال، متشکرم.
- شنیده ام چونگ مین در سفرهایی که داشته، مجموعه ای از صنایع دستی آسیایی جمع کرده است، می توانم آنها را ببینم؟
- بیشتر آنها همینجاست. موزه *د یونگ* آنها را در معرض نمایش دایم گذاشته است.
فت جو یأس خود را پنهان کرد: آه؟ کی؟
- او موجود دلربایی است و هرچه هسیانگ یوان در موردش میگفت، درست بود. عجیب است که چنین دختر جذابی با قیمتی خوب، به مشتریان چونگ فروخته نشده است. آدم انتظار دارد او را به عنوان معشوقه در خانه شهروند ثروتمند پیری ببیند.
همسر نامشروع داشتن، یکی دیگر از پیشه های محترمی بود که قانون غرب نتوانسته بود از محله چینی ها بزداید. بالاتر از همه اینکه چینی ها واقع بین هستند. همسر نخست، حضور زن جوانتر دیگر را عاقلانه می پذیرد، به عنوان کمکی برای خود و وسیله ای که شوهر را شبها در خانه نگه دارد.
صورت خانم چونگ چیزی بروز نداد. با لحن ملایمی گفت: کار او در اینجا همین است. شوهرم او را برای خودش انتخاب کرده بود.
فت جو سرش را خم کرد: متوجهم. لطفاً این حرف از سر بی فکری مرا فراموش کنید. اما باید بیفزایم که شوهرتان برای آنچه قیمتی ندارد، دید شخصی خبره را داشت. شما و میلی شواهد زنده این ذائقه اید.
خانم چونگ با لبخند ملایمی این تمجید زیرکانه را پذیرفت.
- شما با مقایسه من و میلی، بیخود از من تعریف می کنید، اما در هر حال، متشکرم.
- شنیده ام چونگ مین در سفرهایی که داشته، مجموعه ای از صنایع دستی آسیایی جمع کرده است، می توانم آنها را ببینم؟
- بیشتر آنها همینجاست. موزه *د یونگ* آنها را در معرض نمایش دایم گذاشته است.
فت جو یأس خود را پنهان کرد: آه؟ کی؟
De Young