شوهرم و همین طور همکارانش چیزی نمی دانم. او در این چهاردیواری از کارش حرف نمی زد، باید هم اینگونه باشد.
- کسی تهدیدش نکرده بود؟ نامه ای برایش نیامده بود؟
- هیچ چیز. او اینجا نامه ای نداشت، نامه اش در دفتر پستی مرکز شهر به دستش می رسید.
- آن روز صبح هیچ چیز غیرعادی در خیابان ندیدید؟ کسی به طرف شما حرکت با اشاره ای نکرد؟
- تا وقتی که ترقه ها منفجر شدند، نه. چیز بیشتری نمی توانم اضافه کنم. تمام حرفها را به آن افسر یونیفورم پوش که کمکم کرد زده ام.
- فکر می کنید چرا این اتفاق افتاد؟
مادامی که فت جو ترجمه می کرد، وی نگاهی به جانب دری که دختر از آن خارج شده بود انداخت، و با صدایی آهسته گفت: او آدمهای زیادی را آزار داده بود. کسی که دوستش داشت هم ممکن است این را بگوید. او شوهر فوق العاده ای بود، برای من همه چیز فراهم می کرد و دو پسر خوب به من داد، اما به خیلیها آزار می رساند. این بخشی از کارش بود.
این گفت و گو اندکی بیش از یک مجلس صرف چای بود. کاگزول فقط دریافت که آن روز صبح خانم چونگ به همراه شوهرش برای یکی از گشت و گذارهای استثنایی دو نفره خانه را ترک کرده اند تا در هیجان تحویل سال در خیابان گرانت شریک شوند. در مسیر رژه به تماشاگران پیوستند و بعد به اتومبیل خود بازگشته و تصمیم داشتند شام را در رستوران *کووا واه* نزدیک به انتهای بالایی خیابان صرف کنند. بقیه اش را خود کاگزول می دانست.
کاگزول بر ناخشنودی خود غلبه کرد و یک ساعت بعد از آنجا رفت.
- کسی تهدیدش نکرده بود؟ نامه ای برایش نیامده بود؟
- هیچ چیز. او اینجا نامه ای نداشت، نامه اش در دفتر پستی مرکز شهر به دستش می رسید.
- آن روز صبح هیچ چیز غیرعادی در خیابان ندیدید؟ کسی به طرف شما حرکت با اشاره ای نکرد؟
- تا وقتی که ترقه ها منفجر شدند، نه. چیز بیشتری نمی توانم اضافه کنم. تمام حرفها را به آن افسر یونیفورم پوش که کمکم کرد زده ام.
- فکر می کنید چرا این اتفاق افتاد؟
مادامی که فت جو ترجمه می کرد، وی نگاهی به جانب دری که دختر از آن خارج شده بود انداخت، و با صدایی آهسته گفت: او آدمهای زیادی را آزار داده بود. کسی که دوستش داشت هم ممکن است این را بگوید. او شوهر فوق العاده ای بود، برای من همه چیز فراهم می کرد و دو پسر خوب به من داد، اما به خیلیها آزار می رساند. این بخشی از کارش بود.
این گفت و گو اندکی بیش از یک مجلس صرف چای بود. کاگزول فقط دریافت که آن روز صبح خانم چونگ به همراه شوهرش برای یکی از گشت و گذارهای استثنایی دو نفره خانه را ترک کرده اند تا در هیجان تحویل سال در خیابان گرانت شریک شوند. در مسیر رژه به تماشاگران پیوستند و بعد به اتومبیل خود بازگشته و تصمیم داشتند شام را در رستوران *کووا واه* نزدیک به انتهای بالایی خیابان صرف کنند. بقیه اش را خود کاگزول می دانست.
کاگزول بر ناخشنودی خود غلبه کرد و یک ساعت بعد از آنجا رفت.
Kuo Wah