فت جو نظر داد که:
- تو خیلی ملاحظه کاری.
- او با آمبولانس تا بیمارستان رفت، و مثل سگ پشت در اتاق شوهرش بی قراری می کرد. ممکن است هنوز هم آنجا باشد.
سرش را تکان داد و گفت: واقعاً زنی می تواند مردی مثل او را دوست داشته باشد؟
- زن سنتی چینی با خود مرد ازدواج می کند نه شغل او. او چیز زیادی در مورد زندگی بیرون از خانه شوهر نمی داند. اما درون خانه، برایش مأمنی می سازد؛ پناهگاهی از گل، آرامش، موسیقی و غذا، حفاظی در برابر فشارهای دنیای خارج که مرد هرگز آن را با خود به درگاه خانه هم نمی آورد.
کاگزول برخاست و با حسرت پرسید: اینجا جایی نیست که بتوانم زنم را بفرستم درس بگیرد؟
* * *
روز بعد از مراسم خاک سپاری چونگ مین که مردم به شکل پراکنده ای در آن شرکت داشتند، فتجو و ستوان کاگزول به آپارتمان بیوه اش رفتند که در طبقه بالای یکی از ساختمانهای جعبه مانندی که در غرب محله چینی ها و در میان گردنه بین *ناب* و *راشن هیلز*، قرار داشت. فتجو با تلفن از او اجازه گرفته و او منتظر آن دو بود.
خانم چونگ در محیط خانه که با ترکیبی از سلیقه چینی و مدرن به شکل زیبایی آراسته شده بود، همچون ملکه باریک اندام باوقاری در لباس تیره راه می رفت. موهای هنوز سیاهش که به شکل گرهای پشت
- تو خیلی ملاحظه کاری.
- او با آمبولانس تا بیمارستان رفت، و مثل سگ پشت در اتاق شوهرش بی قراری می کرد. ممکن است هنوز هم آنجا باشد.
سرش را تکان داد و گفت: واقعاً زنی می تواند مردی مثل او را دوست داشته باشد؟
- زن سنتی چینی با خود مرد ازدواج می کند نه شغل او. او چیز زیادی در مورد زندگی بیرون از خانه شوهر نمی داند. اما درون خانه، برایش مأمنی می سازد؛ پناهگاهی از گل، آرامش، موسیقی و غذا، حفاظی در برابر فشارهای دنیای خارج که مرد هرگز آن را با خود به درگاه خانه هم نمی آورد.
کاگزول برخاست و با حسرت پرسید: اینجا جایی نیست که بتوانم زنم را بفرستم درس بگیرد؟
* * *
روز بعد از مراسم خاک سپاری چونگ مین که مردم به شکل پراکنده ای در آن شرکت داشتند، فتجو و ستوان کاگزول به آپارتمان بیوه اش رفتند که در طبقه بالای یکی از ساختمانهای جعبه مانندی که در غرب محله چینی ها و در میان گردنه بین *ناب* و *راشن هیلز*، قرار داشت. فتجو با تلفن از او اجازه گرفته و او منتظر آن دو بود.
خانم چونگ در محیط خانه که با ترکیبی از سلیقه چینی و مدرن به شکل زیبایی آراسته شده بود، همچون ملکه باریک اندام باوقاری در لباس تیره راه می رفت. موهای هنوز سیاهش که به شکل گرهای پشت
Nob<br />Russian Hills