نام کتاب: صحبت شیطان
چونگ مین خوشم نمی آمد به همین دلیل او را زیاد نمی شناختم.
کاگزول شانه هایش را خم کرد و گفت: کار کثیفی داشت. سرزنشت نمی کنم. چیزی در میان جمعیت ندیدی؟
- نه. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. چشمانم به چونگ مین بود. انگیزه ای برای این کار پیدا کرده اید؟
کاگزول بینی اش را بالا کشید و گفت: یک دوجین. در محله چینی ها کسی او را دوست نداشت، مگر نه؟ کارکنان اداره مهاجرت فکر می کنند «چینی های سرخ» ممکن است تصمیم گرفته باشند او را از کار بیکار کنند.
- بعید است. بخش مهمی از بودجه خزانه پکن به وسیله سوداگرانی مانند چونگ مین تأمین می شود. «چینی های سرخ» مانع این کار نمی شوند.
- شاید بیشتر از سهمش بر می داشت و برایشان دردسر درست می کرد. یا ممکن است «سندیکا» به او ضربه زده باشد. او آنقدر قوی شده بود که تقریبا در هر عملیات غیرقانونی دست داشت. کمیسیون جرم و جنایت ایالتی هم به او بی علاقه نبود. او در مواد مخدر، فحشا، سقط جنین، قمار، قرعه کشی و شاید موارد دیگری که ما از آن بی خبریم، دست داشته است.
- با این حال، روش قتل او، ظریفتر از شیوه های کثیف رایجی است که سازمانهای جنایی، به کار می گیرند.
- چه چیز می تواند منطقی تر از استخدام یکی از بومیهای اینجا برای یکسره کردن کار باشد؟ آن وقت احتمال می رود سازمان سری چینی ها توطئه کرده است. چونگ مین از خانواده قدرتمندی نبود؟
فت‌جو شرح و بسط بیشتری داد:

صفحه 252 از 291