نام کتاب: صحبت شیطان
این قدر خواهانش بودند. به محض آنکه آن را روشن کنند، عینکهایشان منفجر، حباب چراغهایشان خرد و لوله های تصویری شان داغان می شود، و کنترل هرگونه ماهواره های جاسوسی را که ممکن است داشته باشند از دست می دهند و مجبورند در بشقابهای کاغذی غذا بخورند.
- اما، دستگاه بزرگ آزمایشگاه چی؟
. قلابی است. چندین برابر دستگاه واقعی ساخته شده، اما فقط پوسته است و درونش چیزی نیست.
- بسیار خب، آقایان عاقل چه چیز مانع برگرداندن آن دستگاه به اینجا می شود؟ بالاخره روزی این کار را می کنند، آن را قاچاقی می آورند و انتقام می گیرند.
مأمور وایت گفت: دکتر زینکاف در آزمایشگاه مخفی اش در آلاباماست. او وسیله صوتی دیگری را اختراع کرده است که توانایی شگفت انگیزی دارد. این دکتر نابغه این توانایی را در نمونه اولیه جاسازی کرده است. به محض آنکه این آدمها دستگاه دزدیده شده را روشن کنند، و هر قطعه شیشه ای که در شعاع هزارپایی آن است بشکند، زینکاف دکمه دستگاه اش را فشار می دهد و شیشه خردکن تکه تکه می شود. اصلا پیچیده نیست، می دانی که دانشمندان کنترل فضایی چه طور قادر به روشن کردن دوربین های سفینه های فضایی در مدار و حتی روی ماه هستند. باور کن خیلی خیلی ساده است.
کانگور اصرار کرد که:
- اما کپی طرحها چه؟
- آنها طرحهای دستگاه قلابی اند، البته بجز ماشه. نقشه های ماشه ای که دست دکتر کمفرت است واقعی اند. البته آنها متوجه خواهند شد که چیزی کم دارند، اما باید نمونه را امتحان کنند، و پسر، اگر آن را امتحان کنند، چه می شود!

صفحه 242 از 291