نام کتاب: صحبت شیطان
- بسیار خب، اما می توانی بگویی دستگاه زینکاف چه طور کار می کند؟
- فقط می توانم درباره اصل کلی اش برایت بگویم. شنیده ای که نت زیر، شیشه و کریستال های ظریف را می شکند. همین طور میدانی وقتی سوت مخصوص سگ را می زنی صدایی ندارد، اما سگت آن را می شنود. دستگاه زینکاف هم با همین قاعده کار می کند. از خود صوت نیرومندی که همه چیز را خرد می کند، بیرون می دهد. ارتفاع این صوت آن قدر زیاد است که هیچ انسانی قادر به شنیدنش نیست. با این حال، می تواند لنزهای بطریهای آبجو، شیشه های اتومبیل، و هر چیز شیشه ای را که در حوزه بردش قرار دارند، خرد کند.
- بردش چه قدر است؟
- هنوز به من نگفته اند، اما به ما ربطی ندارد.
- بسیار خب، پس من باید چند وقت شب و روز مراقب این ابر سوت سگ باشم؟
- یکی از دانشمندانی که برای کار در رآکتور فرستاده اند، در استخدام قدرتی است که دوست ما به شمار نمی آید. البته خود رآکتور پروژهای تجربی است و اهمیت نظامی ندارد. مطمئنیم این مرد به دنبال دستگاه زینکاف است، و ما به او کلی طناب برای دار زدنش خواهیم داد.
- چه طور خودش را دار می زند؟
- تو ریسمان را سفت میکنی.
- باشد. اما حتی نمی دانم این طناب کجا آویزان است؟
- اسم این دانشمند فاسد، دکتر *هانس کمفرت* است. احتمالا تا ماه دیگر، او هم به محل احداث آزمایشگاه می رسد. تو، حالا، *دکتر رابرت
Hans Kaempfert

صفحه 234 از 291