حریف شطرنج
*تئودور متیسن*
*مارتین کرانیستر* که از صدای تفنگ می ترسید، درحالی که از بیم عرق می ریخت، ماشه کلت کالیبر ۰۳۸ را کج کرد و برای آخرین بار نگاهی به قنداق آن انداخت.
اسلحه، میان دندانه های گیره ای که بالای قفسه کتابخانه اتاق خوابش بسته شده بود، قرار داشت، و از راه سوراخ کوچکی که وی وسط دیوار تخته سه لایی به وجود آورده بود، به سوی یک صندلی، کنار میز شطرنجی در اتاق مجاور هدف گرفته شده بود.
کرانیستر نخ چندلای سیاه رنگی را که به ماشه بسته شده و از میان گیره نعلی شکلی عبور کرده بود و به کف اتاق می رسید بررسی کرد و
*تئودور متیسن*
*مارتین کرانیستر* که از صدای تفنگ می ترسید، درحالی که از بیم عرق می ریخت، ماشه کلت کالیبر ۰۳۸ را کج کرد و برای آخرین بار نگاهی به قنداق آن انداخت.
اسلحه، میان دندانه های گیره ای که بالای قفسه کتابخانه اتاق خوابش بسته شده بود، قرار داشت، و از راه سوراخ کوچکی که وی وسط دیوار تخته سه لایی به وجود آورده بود، به سوی یک صندلی، کنار میز شطرنجی در اتاق مجاور هدف گرفته شده بود.
کرانیستر نخ چندلای سیاه رنگی را که به ماشه بسته شده و از میان گیره نعلی شکلی عبور کرده بود و به کف اتاق می رسید بررسی کرد و
Theodore Mathieson<br />Martin Chronister