استخر. چنین لوازمی می تواند متعلق به یک پسر هم باشد، اما پسرها ظاهرا از این تیپ نبودند. پس این مداد باید به دختری تعلق داشته باشد. مداد از چوب بود و روی آب شناور مانده بود، اما نه زمانی چندان طولانی.
به محض آنکه پیت کربز به اتومبیلش بازگشت به وسیله بی سیم با معاون کلانتر صحبت کرد اما نمی دانست چه طور بگوید. چه گونه می توانست شرح دهد؟ کارش را آنقدرها هم خوب انجام نداده بود.
کربز پیشنهاد کرد که شاید بهتر باشد اول درباره موستانگ تحقیق کنی. شماره ماشین جی، او -۱۵۷۸۸. برایم جالب است بدانم مال کیست. بعد نوبت شورولت داغان زنگ زده قرمز رنگ مدل پنجاه و نه است. شماره ماشین دابلیو، وای - ۲۰۳۳۵۴ است.
معاون حرف او را قطع کرد: پیت، جرم آنها چیست؟
- شنا در پارک.
- شنا؟
پیت غرید که: اتهام همین است! پیش از اینکه زیادی نگران بشوند، پیدایشان کن. آنها را به جرم شنا کردن در آب استخر پارک نگه دار تا استخر را بگردم.
به محض آنکه پیت کربز به اتومبیلش بازگشت به وسیله بی سیم با معاون کلانتر صحبت کرد اما نمی دانست چه طور بگوید. چه گونه می توانست شرح دهد؟ کارش را آنقدرها هم خوب انجام نداده بود.
کربز پیشنهاد کرد که شاید بهتر باشد اول درباره موستانگ تحقیق کنی. شماره ماشین جی، او -۱۵۷۸۸. برایم جالب است بدانم مال کیست. بعد نوبت شورولت داغان زنگ زده قرمز رنگ مدل پنجاه و نه است. شماره ماشین دابلیو، وای - ۲۰۳۳۵۴ است.
معاون حرف او را قطع کرد: پیت، جرم آنها چیست؟
- شنا در پارک.
- شنا؟
پیت غرید که: اتهام همین است! پیش از اینکه زیادی نگران بشوند، پیدایشان کن. آنها را به جرم شنا کردن در آب استخر پارک نگه دار تا استخر را بگردم.