شرط آنکه کسی به فکر جسد نباشد، ممکن است هیچ وقت پیدا نشود. پس باید مطمئن شد، که جسد ته آب می رود و همان جا می ماند. شاید ماهی یا لاک پشتهایی در آب باشند. ممکن است جسد را بخورند، پس جسدی وجود ندارد. حتی اگر کسی شماره پلاک اتومبیل را به خاطر بسپارد، بدون جسد که نمی شود جنایتی را ثابت کرد.
- جنایت؟
رولو این واژه را با صدایی آهسته تکرار کرد.
دوک به او اطمینان داد که
- اسمش را همین می گذارند.
از همان برآمدگی سنگی، جایی که رولو مهماتش را به دست می آورد، سنگهایی پیدا شد. آنها به سنگهای بزرگ و تعداد زیادی سنگ کوچک نیاز داشتند. وزنه، آن قدر وزنه می خواستند تا مطمئنشان کند که جسد به جای باد کردن و شناور شدن روی آب، ته آن باقی می ماند. آنها بسرعت کار می کردند چون روز داشت به سر می آمد. گل زیر ناخنهایشان می رفت و پیش از آنکه بتوانند به اندازه کافی سنگ بیرون بکشند، دستهایشان زخم شده بود.
آن وقت سنگها را در جیبها و زیر لباس دختر پر کردند تا آنکه باد کرد و سنگین شد. رولو که در آن هوای سرد عرق می ریخت پرسید که: کافی است یا خیر.
دوک گفت: بیشتر از این نمی تواند نگه دارد.
مشکل بعدی قرار دادن جسد در آب بود. دوک اشاره کرد که: باید کاملا به عمق فرو برود.
- چه قدر؟
- پنج یا شش پا، نمی توانی تخمین بزنی؟
- جنایت؟
رولو این واژه را با صدایی آهسته تکرار کرد.
دوک به او اطمینان داد که
- اسمش را همین می گذارند.
از همان برآمدگی سنگی، جایی که رولو مهماتش را به دست می آورد، سنگهایی پیدا شد. آنها به سنگهای بزرگ و تعداد زیادی سنگ کوچک نیاز داشتند. وزنه، آن قدر وزنه می خواستند تا مطمئنشان کند که جسد به جای باد کردن و شناور شدن روی آب، ته آن باقی می ماند. آنها بسرعت کار می کردند چون روز داشت به سر می آمد. گل زیر ناخنهایشان می رفت و پیش از آنکه بتوانند به اندازه کافی سنگ بیرون بکشند، دستهایشان زخم شده بود.
آن وقت سنگها را در جیبها و زیر لباس دختر پر کردند تا آنکه باد کرد و سنگین شد. رولو که در آن هوای سرد عرق می ریخت پرسید که: کافی است یا خیر.
دوک گفت: بیشتر از این نمی تواند نگه دارد.
مشکل بعدی قرار دادن جسد در آب بود. دوک اشاره کرد که: باید کاملا به عمق فرو برود.
- چه قدر؟
- پنج یا شش پا، نمی توانی تخمین بزنی؟