نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
«خوب، مثلا ناگهان متوجه شدید که همبازی شما در لحظه ای که شانس زیادی برای برنده شدن داشته و به
راحتی می توانسته این کار را بکند، یک دفعه چنان بد بازی می کند که همه چیز را به هم می ریزد و یا مثلا در لحظه ی بخصوصی احساس کردید یکی از بازیکنان تیم مقابل، علی رغم اینکه می توانسته به راحتی بلوف شما را خنثی کند، بدون هیچ دلیل منطقی از ارائه ی برگ های برندهای خود خودداری نموده و جا رفته است.» | دکتر رابرتز که معلوم بود قویة تحت تأثیر حرف های پوارو قرار گرفته است، با قیافه ای بسیار جدی و به جلو خم شد و گفت: «بله، حالا تازه متوجه منظور تان شدم. معذرت میخواهم، ولی تا این لحظه فکر می کردم که سؤالات شما، جز مشتی فرضیه چیز دیگری نمی باشد. راستش هرگز فکر نمی کردم که مغز شما این قدر دقیق و سیستماتیک کار کند. بله، منظورتان اینست که قاتل پس از ارتکاب جنایت که واقعا به طرز ماهرانه ای انجام داد،
مجددا به میز بازی بر می گردد و با خونسردی هر چه تمامتر به بازی خود ادامه می دهد، معذالک تحت تأثیر
اضطرابات درونی، تغییرات بارزی در نحوه ی بازی اش وجود داشته است.»
پوارو سرش را به علامت تأکید تکان داد و گفت: «دقیقا. خوشوقتم که بالاخره متوجه منظور من شدید. متأسفانه اشکال کار اینجاست که شما چهار نفر، چهار غریبه بودید که برای اولین بار با یکدیگر آشنا شده و بدون اینکه کمتری اطلاعی از طرز بازی یکدیگر داشته باشید، سر میز بازی بریج نشستید. در چنین شرایطی چطور می توان متوجه تغییر بازی یکی از بازیکنان شد؟ امکان ندارد، چون سابقه ای از بازی یکدیگر نداشتید. در صورتی که اگر غیر از این می بود و با طرز بازی همدیگر آشنا بودید، مسلما هر تغییری در طرز بازی ، ولو هر قدر زودگذر و آنی از نگاه شما مخفی نمی ماند و آنا متوجه میشدید. ولی بدشانسی، شما چهار نفر غریبه بودید و کاری هم نمی توان کرد. معهذا دکتر عزیز، استدعا می کنم باز هم تا آن جا که امکان دارد به مغزتان فشار بیاورید، بعید نیست ناگهان موضوعی به یادتان بیاید که بتواند کمک مؤثری در این مورد بنماید.»
دقایقی به سکوت گذشت و سرانجام دکتر رابرتز همین طور که سرش با تکان می داد گفت: «نه، بی فایده است. متأسفانه هر چه فکر می کنم، چیزی به خاطرم نمی آید. هر چه هم که به خاطر داشتم، قبلا به شما گفتم. خانم لومیر یکی از بهترین و قوی ترین بازیکنانی است که دیده ام که هرگز در بازی اشتباه نمی کند. سرگرد دسپارد هم بازیکن خوبیست که حتی پایش را از چهار چوب قوانین و قواعد بازی بریج بیرون نمی گذارد و دنبال بلوف و این حرفها هم نیست. دوشیزه مردیث...) |
دکتر رابرتز در این جا حرفش را قطع کرد ولی پوارو بلافاصله گفت: «بله، دوشیزه مردیث چی؟»

صفحه 93 از 281