نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
دقیقا، در این مورد من هم با شما کاملا هم عقیده هستم و برای همین هم هست که به حضور شما آمدم چون به نظر من، یک پزشک قبل از هر اقدامی می بایست شخصیت و روحیه ی بیمار خود را دقیقا بررسی و مطالعه نموده و متعاقبا بر مبنای نتایج حاصله، خط مشی مداوای خود را تعیین و اجرا نماید. به عنوان مثال، نحوهی برخورد بیمار با پزشک، طرز تنفس، تغییرات رنگ چهره و بالاخره علائمی که دال بر بی حوصلگی و عصبانیت بیمار است. یک پزشک حاذق و با تجربه سریعة و صرفا با یک نگاه متوجه این تغییرات خواهد شد و به طرفه العینی آنچه را که باید بداند، خواهد دانست. در نتیجه با صحبت هایی که با خود داشتم به این نتیجه رسیدم که
کنید و همین موضوع باعث شد تا به شما مراجعه
شما دکتر رابرتز تنها کسی هستید که می توانید به من کمک کنم.»
من هم به نوبه ی خود خیلی خوشحال می شوم اگر بتوانم خدمتی کنم. حالا بفرمایید که مشکل چیست؟ » پوارو در جواب سه تکه کاغذی را که امتیازات بازی بریج روی آنها نوشته شده بود از جیبش در آورد و گفت:
همانطور که ملاحظه می فرمایید، اینها امتیازات دست اول بازی بریج آن شب کذایی می باشند. این هم اولین امتیازاتی که دوشیزه مدریث نوشته است. حالا با نگاه کردن به این امتیازات که مطمئنا خیلی از نکات را به یادتان می آورد، لطفا به من بگویید که بازی دقیقا به چه نحوی ادامه پیدا کرد و بازیکنان چطور دست های خود را اعلام کردند.»
مثل اینکه شوخی می کنید مسیو پوارو، چطور می توانم این قدر دقیق به خاطر بیاورم.»
مطمئنید که نمی توانید؟ شاید هنوز نمی دانید که با این کار چه کمک بزرگی به من خواهید کرد و من برای همیشه از شما ممنون خواهم بود. اجازه دهید از این دست بازی شروع کنیم. در این دست حکم می بایست دل یا پیک بوده باشد، چون در غیر این صورت یکی یا هر دوی بازیکنان تیم مقابل می بایست حداقل پنجاه امتیاز از دست می دادند.)
بگذار ببینم. که گفتید دست اول. بله، درست است، فکر می کنم حکم همان پیک بود که اشاره فرمودید.»
خوب، دست بعد چطور؟»
یادم می آید که در دست بعد یکی از ماها پنجاه امتیاز از دست داد، ولی یادم نمی آید کی بود. باور کنید خیلی متأسفم مسیو پوارو، ولی انتظار نداشته باشید که بعد از گذشت این مدت بتوانم همه چیز را دقیقا به یاد داشته باشم.)

صفحه 91 از 281