نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
خانم لوریمر که ظاهرا گرمش شده بود، در حالی که با دست راستش صورت خود را باد می زد، در جواب پوارو گفت: «که این طور. و از این داستان چنین نتیجه می گیریم که چون این جنایت از نوع آنی و بدون برنامه ریزی قبلی بوده، پس من نمی توانم شیطانا را کشته باشم، زیرا جنایتی که من احتمالا مرتکب خواهم شد از نوع جنایاتی خواهد بود که تمام نکات و جزئیات آن از قبل برنامه ریزی و به موقع نیز اجرا خواهد شد. درست گفتم مسیو پوارو؟ پوارو همین طور که نشسته بود تعظیمی کرد و در جواب گفت: «بله، کاملا درست فرمودید.»
بیابید
در اینجا خانم لوریمر، که روی صندلی مقابل پوارو نشسته بود تا حدود زیادی به جلو خم شد و با لحن آرام و خیلی شمرده شمرده شروع به صحبت کرد و گفت: «معهذا مسیو پوارو، بهتر است بدانید که شیطان را من کشتم. بله، من.»

صفحه 228 از 281