نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
پوارو به آرامی در جواب گفت: «خوب، زیاد هم مطمئن نیستم. چون تا حدودی بعید به نظر می رسد.»
جدا؟ واجب شد که حتما برای من شرح دهید.»
اگر به سخنانم خوب دقت کرده باشید، حتما به خاطر خواهید آورد. هنگامی که راجع به جنایات موفقیت آمیز حرف می زدم، در یک جا گفتم لازمه ی یک جنایت ایده آل و موفقیت آمیز این است که تمام نکات و جزئیات آن از مدت ها قبل بررسی و دقیقا برنامه ریزی شود. و حالا توجه شما را به این لغت یعنی ((لازمه)) جلب می نمایم. چرا؟ برای اینکه نوع دیگری هم از جنایات موفقیت آمیز وجود دارد. به عنوان مثال تا حالا اتفاق افتاده که ناگهان به کسی بگویید بینم می توانی آن شاخه درخت را با این سنگ بزنی؟ مطمئنا خواهید دید که طرف بی مهابا و بدون فکر سریع سنگ را پرتاب کرده و اتفاقا درست به همان شاخه اصابت می کند. ولی... ولی وقتی که می خواهد دوباره این کار را بکند با شکست مواجه می شود و هر قدر بیشتر سعی می کند، کمتر موفق می شود. چرا؟ برای اینکه در دفعات بعد او با فکر و اندیشه به این کار مبادرت می کند و لذا هر قدر که به هدف بیشتر دقت می کند، احتمال اشتباهش بیشتر می شود. پرتاب اول یک حرکت ناگهانی و ناخود آگاه بوده و اجزاء بدن، به گونه ای که مخصوص حیوانات است از غریزه تبعیت می کنند. حتما متوجه منظورم شده اید مادام لوریمر، منظورم این است که پاره ای از جنایات فوق العاده ماهرانه هم به این شکل و به این ترتیب به وقوع می پیوندند. قاتلین در یک لحظه و بر مبنای یک تحریک آنی و مهم تر از همه بدون لحظه ای تفکر و تعمق، صرفا از روی غریزه و شم حیوانی، مبادرت به جنایت می نمایند و در طریقه العینی کارشان را با موفقیت به پایان می رسانند. و اینجا است که باید عرض کنم شیطانا نیز دقیقا به همین ترتیبی که برایتان شرح دادم به قتل رسیده. قاتل هر که بوده، تحت تاثیر یک گوشه و کنایهی معنی دار شیطانا، خطر قریب الوقوع و بالقوه ای را احساس می کند که ظاهرا او را قویا تحریک می نماید. و در این مرحله است که همان غریزه و شم حیوانی که خدمتتان عرض کردم، قدرت تفکر و تعمق را از وی سلب نموده، و لذا بدون توجه به شرائط و موقعیت زمانی و مکانی که به مثابه تنگهی وحشتناکی جلوی او قرار داشته، پیهی همه چیز را به تنش می مالد و با قبول ریسکی فوق العاده خطرناک، در یک لحظه و با یک ضربه کاری، شیطانا را به قتل می رساند.»
پوارو در اینجا بار دیگر سرش را به علامت نفی تکان داد و در ادامه ی سخنانش اظهار داشت: «و به خاطر همین است، مادام لوریمر، که هر چه فکر می کنم می بینم این جنایت کار شما نمی تواند باشد. چون همان طور که در اول نیز عرض کردم، جناب عالی هرگز کسی را از روی یک تحریک آنی نخواهید کشت و چنان چه تصمیم به قتل کسی داشته باشید، مطمئنا از مدت ها قبل روی آن کار خواهید کرد و به این سادگی ها اقدامی نخواهید
نمود.)

صفحه 227 از 281