نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
هیچ کس از آن بوئی برد و با کمترین سوء ظنی به شما داشته باشند. و حاضرم با هر کسی در این مورد شرط
ببندم.)
خانم لوریمر با حالتی از تعجب ابروانش را بالا انداخت و با لحن خشکی گفت: «لابد انتظار دارید که این حرف شما را به صورت یک ستایش تلقی کنم؟» |
ولی پوارو بدون توجه به زخم زبان خانم لوریمر به سخنانش ادامه داد و گفت: «دلیلش هم این است که لازمه ی یک جنایت ایده آل و موفقیت آمیز در مرحله ی اول این است که تمام نکات و جزئیات آن از مدتها قبل دقیقا بررسی و برنامه ریزی گردد. موارد احتمالی نیز می بایست به همین ترتیب مورد مطالعه قرار گرفته و راههای مقابله با آنها پیش بینی شود. زمان اجرای کار می بایست، حتی ثانیه هایش محاسبه و دقیقا مراعات شود. محل وقوع جنایت به ویژه از اهمیت خاصی برخوردار بوده، لذا با در نظر گرفتن تمام جوانب، می بایست مناسب ترین مکان انتخاب گردد. دکتر رابرتز این کاره نیست و به علت اطمینان بیش از حدی که در خود دارد به احتمال زیاد موفق نخواهد شد و خودش را لو خواهد داد. سرگرد دسپارد از طرف دیگر بی نهایت محتاط و دور اندیش است و لذا آن قدر این دست و آن دست می کند که گند قضیه بالا خواهد آمد. مادمازل آن مردیث که اصولا آن قدر ترسو و بزدل است که همان ابتدای کار دستش رو خواهد شد. ولی در مورد شما مادام لوریمر عزیز، وضعیت خیلی فرق می کند. شما هیچ یک از افراط و تفریط هائی را که ذکر کردم مرتکب نخواهید شد. شما با خونسردی و حسابگری ذاتی فکر همه چیز را می کنید. ضمن آنکه با داشتن عزمی قوی و روحیه ی خستگی ناپذیری که از خصوصیات بارز فردی شما می باشد، هرگز به این سادگی ها تصمیم نمی گیرید. ولی وقتی در مورد به خصوصی تصمیم گرفتید، آن قدر مصمم خواهید بود که هیچ چیزی نمی تواند خللی در فکر و اراده ی شما به وجود بیاورد، و با عزمی جزم و خونسردی کامل نقشه خود را پیاده خواهید نمود.» |
خانم لوریمر که سکوت کرده و با دقت هر چه تمام تر به حرف های پوارو گوش میداد، لحظاتی در فکر فرو رفت و سپس در حالی که لبخند شیطنت آمیزی بر گوشه لبانش نقش بسته بود، اظهار داشت: «که این طور مسیو پوارو. پس به نظر شما من زنی هستم که قادرم و می توانم، جنایتی را به بهترین وجه و در حد ایده آل مرتکب شوم بدون آنکه کوچکترین اثری از خود بر جای گذارم.» |
به هر صورت احساس می کنم که حرف های من تا حدودی موثر بوده، چون می بینم ناراحت نشده اید.»
برای اینکه به نظرم خیلی جالب آمد. به این ترتیب به عقیده ی شما من تنها کسی هستم که می توانستم شیطانا را این گونه موفقیت آمیز به قتل برسانم.»

صفحه 226 از 281