نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
در اینجا مهمانانش را مجددا به صرف آب میوه دعوت کرد که مهمانانش در نهایت ادب و احترام متقابل دعوت وی را رد کردند و به طرف در رهسپار شدند. پوارو همینطور که صمیمانه از دو دختر جوان به خاطر قبول دعوت وی و همچنین کمک در انتخاب جوراب های ابریشمی تشکر می کرد، آنها را تا دم در همراهی کرد و در آنجا با آنها خداحافظی نمود.
ولا۔
پس از اینکه در را پشت سر مهمانش بست، مجددا به وسط اطاق برگشت و مستقیما به طرف میز وسط اطاق رفت. محموله درهم و برهم جوراب ها و بقیه چیزهای دیگر کماکان به همان حالت اولیه باقی مانده بود. پوارو تعداد شش جفت جورابی را که در دست داشت مجددا شمرد، سپس به شمارش بقیهی جوراب ها پرداخت. او دقیقا نوزده جفت جوراب ابتیاع کرده بود، ولی با شمارش مجدد متوجه شد که فقط هفده جفت جوراب وجود دارد؛ دو جفت از جوراب ها ناپدید شده بود و متعاقبا با حالتی متفکرانه به گونه ای که معلوم بود از موردی اطمینان خاطر حاصل کرده است سرش را تکان داد.

صفحه 215 از 281