فصل بیست و دوم
شواهدی در کامب ایکر
بازرس بتل وارد ساختمان شهربانی منطقه کامب ایکر شده و با همکارانش به گفتگو پرداخت. بازرس هارپر جمعی شهربانی این منطقه با چهره ای نسبتا قرمز رنگ، با لحنی دوستانه و لهجه ی زیبای اهالی دوونشایر در مورد سوال بازرس بتل می گفت: «بله قربان، دقیقا همان است که خدمتتان عرض کردم، هیچ مورد مشکوک و قابل سوالی وجود نداشت. از پزشک معالج گرفته تا بقیه، همه و همه موافق نظریه ی نهائی پلیس بوده و به اتفاق آرا آن را تائید می کردند. خوب، البته دلیلی هم نداشت که مخالفتی داشته باشند.» بازرس بتل مجددا سوال کرد و گفت: «لطفا اگر ممکن است یک بار دیگر مطالبی را که در مورد محتویات دو شیشه فرمودید بفرمائید، چون می خواهم کاملا مطمئن باشم.»
بله، همان طور که عرض کردم، محتویات شیشه ها شربت انجیر بود که ظاهرا خانم بنسون مرتب می خورده. علاوه بر این شیشه ها، یک شیشه هم از رنگی مخصوص که خانم بنسون و یا بهتر بگویم ندیمه ی ایشان (این دختر جوان برای رنگ کردن سایبان موجود در باغ از آن استفاده می کرده اند. ظاهرا شیشه ی رنگ که هنوز مقدار زیادی نیز رنگ در آن بوده می شکنند. با این وجود مقداری از رنگ در قسمت ته شیشه که سالم بوده باقی می ماند. خانم بنسون به ندیمه ی جوان دستور می دهد و می گوید که رنگ های باقیمانده را در یکی از شیشه های شربت انجیر که خالی بوده بریزد تا بعد از آن استفاده بکند. سایر کارکنان منزل نیز حرف های خانم بنسون را شنیده و در این مورد گواهی داده اند. ضمن اینکه دوشیزه آن مردیث ندیمه ی جوان، یک دختر خانم دیگری که مسئول رفت و روب منزل بوده و همچنین خانمی که سمت سر کلفت خانه را داشته نیز جملگی دستورات صادره از طرف خانم بنسون را تائید می کنند. به هر حال باقیماندهی رنگ در شیشه ی خالی شربت انجیر ریخته شده و در قفسه ی موجود در حمام اطاق خانم بنسون در کنار دوات و شیشه های دیگر گذارده می شود.»
روی شیشه چیزی ننوشتند؟» | «نه، که البته اشتباه بزرگی مرتکب شدند و پزشک قانونی هم به این مسئله اشاره کرد.»
لطفا ادامه بدهید.)
شواهدی در کامب ایکر
بازرس بتل وارد ساختمان شهربانی منطقه کامب ایکر شده و با همکارانش به گفتگو پرداخت. بازرس هارپر جمعی شهربانی این منطقه با چهره ای نسبتا قرمز رنگ، با لحنی دوستانه و لهجه ی زیبای اهالی دوونشایر در مورد سوال بازرس بتل می گفت: «بله قربان، دقیقا همان است که خدمتتان عرض کردم، هیچ مورد مشکوک و قابل سوالی وجود نداشت. از پزشک معالج گرفته تا بقیه، همه و همه موافق نظریه ی نهائی پلیس بوده و به اتفاق آرا آن را تائید می کردند. خوب، البته دلیلی هم نداشت که مخالفتی داشته باشند.» بازرس بتل مجددا سوال کرد و گفت: «لطفا اگر ممکن است یک بار دیگر مطالبی را که در مورد محتویات دو شیشه فرمودید بفرمائید، چون می خواهم کاملا مطمئن باشم.»
بله، همان طور که عرض کردم، محتویات شیشه ها شربت انجیر بود که ظاهرا خانم بنسون مرتب می خورده. علاوه بر این شیشه ها، یک شیشه هم از رنگی مخصوص که خانم بنسون و یا بهتر بگویم ندیمه ی ایشان (این دختر جوان برای رنگ کردن سایبان موجود در باغ از آن استفاده می کرده اند. ظاهرا شیشه ی رنگ که هنوز مقدار زیادی نیز رنگ در آن بوده می شکنند. با این وجود مقداری از رنگ در قسمت ته شیشه که سالم بوده باقی می ماند. خانم بنسون به ندیمه ی جوان دستور می دهد و می گوید که رنگ های باقیمانده را در یکی از شیشه های شربت انجیر که خالی بوده بریزد تا بعد از آن استفاده بکند. سایر کارکنان منزل نیز حرف های خانم بنسون را شنیده و در این مورد گواهی داده اند. ضمن اینکه دوشیزه آن مردیث ندیمه ی جوان، یک دختر خانم دیگری که مسئول رفت و روب منزل بوده و همچنین خانمی که سمت سر کلفت خانه را داشته نیز جملگی دستورات صادره از طرف خانم بنسون را تائید می کنند. به هر حال باقیماندهی رنگ در شیشه ی خالی شربت انجیر ریخته شده و در قفسه ی موجود در حمام اطاق خانم بنسون در کنار دوات و شیشه های دیگر گذارده می شود.»
روی شیشه چیزی ننوشتند؟» | «نه، که البته اشتباه بزرگی مرتکب شدند و پزشک قانونی هم به این مسئله اشاره کرد.»
لطفا ادامه بدهید.)