«برای اینکه، همان طور که دقایقی قبل گفتم، من باید به درونشایر بروم.»
نه، این دلیل نمی شود، چون به اندازه کافی وقت دارید و وقتی
که از درونشایر برگشتید می توانید سراغ
پروفسور لاکسمن بروید.)
نمی خواهم بیش از این طول بکشد، ولی حقیقتش را بخواهید، دلیلش این است که فکر می کنم شما به مراتب بهتر از من می توانید با خانم پروفسور لاکسمن صحبت کنید و احتمالا حرفهایی از ایشان بیرون بکشید.»
منظورتان این است که من بلدم کلک بزنم؟»
بازرس بتل خنده ای کرد و گفت: «شاید هم همین طور باشد، حالا اسمش را هر چه که می خواهید بگذارید، ولی یادم می آید که بازرس جپ هر وقت راجع به شما حرف می زند، می گوید شما از چنان قدرت فکری برخوردارید که در صورت تمایل، می توانید هر کسی را که بخواهید دور خود بچرخانید.» |
مثلا مثل شیطانای مرحوم؟»
یعنی شما فکر می کنید که اگر شیطانا زنده بود، می توانست از این خانم حرف هایی بیرون بکشد؟ » پوارو با لحن آرام و خیلی شمرده ای در جواب گفت: «اگر از من می پرسید، من شخصا معتقدم که شیطانای مرحوم از این خانم حرف هایی بیرون کشیده بود.» |
بازرس بتل به تندی در جواب گفت: «از کجا این حرف را می زنید، مسیو پوارو؟» نکته ای بود که به طور تصادفی سرگرد دسپارد به آن اشاره کرد.»
پس به این حساب جناب سرگرد ما بالاخره خودش را لو داد، این طور نیست؟ ولی این تپق زدنها از آدمی مثل سرگرد دسپارد بعید است.» |
آقای بازرس بتل، دوست عزیز من، امکان ندارد که آدمی صحبت بکنند و در خلال صحبت هایش خودش را لو ندهد، این امر از محالات است. همیشه گفتم و باز هم می گویم، وراجی و حرف زدن زیادی یکی از خطرناک ترین عوامل افشاگری می باشد.» |
(.
((.
در اینجا خانم الیور داخل صحبت شد و گفت: «یعنی حتی اگر دروغهایی هم سر هم ببافد؟ »
بله خانم، حتما، برای اینکه شنونده با کمی دقت و تیزهوشی و با آگاهی از اینکه تم اصلی مذاکره چه بوده و راجع به چه چیزی صحبت می کنند، بدون شک نوع دروغ و مورد دروغ را متوجه خواهد شد.»
نه، این دلیل نمی شود، چون به اندازه کافی وقت دارید و وقتی
که از درونشایر برگشتید می توانید سراغ
پروفسور لاکسمن بروید.)
نمی خواهم بیش از این طول بکشد، ولی حقیقتش را بخواهید، دلیلش این است که فکر می کنم شما به مراتب بهتر از من می توانید با خانم پروفسور لاکسمن صحبت کنید و احتمالا حرفهایی از ایشان بیرون بکشید.»
منظورتان این است که من بلدم کلک بزنم؟»
بازرس بتل خنده ای کرد و گفت: «شاید هم همین طور باشد، حالا اسمش را هر چه که می خواهید بگذارید، ولی یادم می آید که بازرس جپ هر وقت راجع به شما حرف می زند، می گوید شما از چنان قدرت فکری برخوردارید که در صورت تمایل، می توانید هر کسی را که بخواهید دور خود بچرخانید.» |
مثلا مثل شیطانای مرحوم؟»
یعنی شما فکر می کنید که اگر شیطانا زنده بود، می توانست از این خانم حرف هایی بیرون بکشد؟ » پوارو با لحن آرام و خیلی شمرده ای در جواب گفت: «اگر از من می پرسید، من شخصا معتقدم که شیطانای مرحوم از این خانم حرف هایی بیرون کشیده بود.» |
بازرس بتل به تندی در جواب گفت: «از کجا این حرف را می زنید، مسیو پوارو؟» نکته ای بود که به طور تصادفی سرگرد دسپارد به آن اشاره کرد.»
پس به این حساب جناب سرگرد ما بالاخره خودش را لو داد، این طور نیست؟ ولی این تپق زدنها از آدمی مثل سرگرد دسپارد بعید است.» |
آقای بازرس بتل، دوست عزیز من، امکان ندارد که آدمی صحبت بکنند و در خلال صحبت هایش خودش را لو ندهد، این امر از محالات است. همیشه گفتم و باز هم می گویم، وراجی و حرف زدن زیادی یکی از خطرناک ترین عوامل افشاگری می باشد.» |
(.
((.
در اینجا خانم الیور داخل صحبت شد و گفت: «یعنی حتی اگر دروغهایی هم سر هم ببافد؟ »
بله خانم، حتما، برای اینکه شنونده با کمی دقت و تیزهوشی و با آگاهی از اینکه تم اصلی مذاکره چه بوده و راجع به چه چیزی صحبت می کنند، بدون شک نوع دروغ و مورد دروغ را متوجه خواهد شد.»