نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
پوار و لبخندی زد و گفت: «راستش هنوز آن طور که باید و شاید چیزی دستگیرم نشده، فقط چطور بگویم، حقایقی بسیار مختصر که احتمالا به نظر شما ارزشی نخواهد داشت. ولی استدعا می کنم خدای نخواسته فکر نکنید که قصد دارم چیزی را از شما پنهان بکنم، به هیچ وجه، اصلا این طور نیست، راستش منظورم این بود که در حال حاضر هنوز به آن نکاتی که شخصا آنها را تم اصلی ماجرا می نامیم دست نیافته ام. بله، با دکتر رابرتز، خانم لوریمر و سرگرد دسپارد صحبت کرده ام، در مورد خانم آن مردیث هنوز نه، ولی در برنامه ام هست که همین روزها به ملاقات ایشان هم بروم. به هر حال همان طور که خدمتتان عرض کردم، در مصاحبه با این سه نفر به نکات مثبتی دست یافتم که مطمئنا مفید خواهند بود، به عنوان مثال فهمیدم که دکتر رابرتز فوق العاده دقیق و کنجکاو بوده و هر کجا هم که می رود به همه چیز و همه کس دقیقا کنجکاو است و سعی می کند هیچ موردی را از نظر دور نداشته باشد. خانم لوریمر برعکس؛ منظورم از برعکس این است که این خانم صرفا متوجه خود و کارهای خودش می باشد و به هیچ چیز و کس دیگری هم کاری ندارد. خانم لوریمر دارای قدرت خارق العاده ای در زمینه ی تمرکز فکر بوده و به نظر من کمتر کسی را می توان یافت که تا این حد می تواند قوای دماغی خود را متمرکز نموده و روی موضوع به خصوصی فکر کند، و در این مواقع آن قدر در خود فرو می رود که حتی اگر بمبی هم در کنار او منفجر شود، احتمالا متوجه نخواهد شد. می رسیم به سرگرد دسپارد، در مصاحبه با سرگرد دسپارد به این نتیجه رسیدیم که روحیه و حالت سرگرد دسپارد آلیاژی از دکتر رابرتز و خانم لوریمر می باشد، نه آن قدر دقیق و کنجکاو که حالت فضولی را به خود بگیرد و نه آن قدر در خود غرق شده که اطرافیان خود را فراموش کرده و یا نسبت به چیزهایی که در اطراف وی می گذرد بی اعتنا و بی تفاوت باشد. ایشان دقیق و کنجکاو هستند. منتهای مراتب فقط در مورد اشیا و چیزهایی که شخصا به آنها علاقمند بوده و برایش جالب می باشند، مثل قالیچه های نفیس، لوازم ورزشی و شکار، و بالاخره جوائزی که معمولا در این موارد به کسی داده می شود. به عبارت ساده تر، سرگرد دسپارد مجموعه ای از آدم های درون گرا و برون گرا می باشد. البته نه آن قدر درون گرا که جز خود و افکار خود به چیز دیگری نیندیشد و نه آن قدر برون گرا که موقعیت خود را فدای کنجکاوی بیش از حد بنماید. ظرفیت وی در هر دو مورد محدود بوده و به طور کلی از
آن آدم هایی است که افق نگاهشان حد و مرزی مشخص
داشته و تا آنجا ادامه دارد که خودشان دوست دارند
داشته باشد. نه بیشتر و نه کمتر.)
بازرس بتل با حالتی که تعجب شدید وی را می رساند اظهار داشت: «شما جدا فکر می کنید این مطالبی که فرمودید، نکات مثبت و حقایق به درد خوری می باشند؟»
بله، صددرصد. البته شاید الان و در حال حاضر آن قدرها جالب و به درد خور به نظر نرسند، ولی بعد »

صفحه 184 از 281