نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
وجود آورد. نتایج بازرسی های پزشک قانونی نیز حاکی از آن بود که آقای کراداک هم به علت استفاده از فرچه آلوده به میکروب سیاه زخم مرده است.»
بینم، دکتر رابرتز دکتر همیشگی آقای کراداکی هم بوده؟»
نه، این آقای دکتر ما خیلی زرنگ تر از آن هستند که فکر می کنید. گو اینکه من شخصا مطمئنم که آقای کراداکی به هیچ وجه نظر خوبی روی دکتر رابرتز نداشته و ترجیح می داده که از دکترهای دیگری استفاده کند. در اینجا باید یاد آوری کنم تنها موردی که می تواند تا حدودی مفید واقع شود، که البته خیلی ضعیف نیز می باشد، این است که همزمان با مرگ آقای کراداکی در اثر ابتلاء به مرض سیاه زخم حاد، در بین بیماران
دکتر رابرتز نیز یک مورد مبتلا به مرض سیاه زخم هم وجود داشته است.» |
یعنی می خواهید بگوئید دکتر رابرتز دستی دستی فرچه آقای کراداکی را به میکروب سیاه زخم آلوده کرده؟»
راستش ماجرا روی همین موضوع می چرخد. معهذا توجه داشته باشید که این موضوع صرفا حدس و گمانی بیش نبوده و به هیچ وجه مدرکی در دست نیست که بتوان آن را تعقیب نمود. ولی خوب، کسی چه میداند،
می تواند حقیقت هم داشته باشد.»
و بعد از مرگ آقای کراداک، لابد با خانم کراداک ازدواج کرد.» | «اوه نه، نه. این طور که من فهمیدم عشق و علاقه کاملا یک طرفه و از طرف خانم کراداک بوده و این طور که در بین مردم شایع است، این خانم آن قدر به دکتر رابرتز علاقمند بوده که وقتی می بیند دکتر به هیچ وجه راضی نیست به تمنیات او جواب مثبت بدهد، تصمیم می گیرد با تهدید و ارعاب دکتر را وادار به این کار نماید. اما ظاهرة حتی این اقدامات تهدید آمیز هم نتیجه ای نداشته و دکتر به هیچ وجه تسلیم نمی شود. ولی جالب اینجاست که دیری نمی پاید که وضعیت حالت دیگری به خود می گیرد، به این صورت که خانم کراداک دست از لج و لجبازی بر می دارد و خیلی خوشحال و سرحال می شود و متعاقبا به منظور تفریح و گردش به مصر مسافرت می کند که متاسفانه در آنجا به علت ابتلاء به یک بیماری عجیب و غریب محلی که باعث مسمومیت ناگهانی خون بدن می شود ناگهان می میرد. این بیماری نام دور درازی هم دارد که فکر نمی کنم به درد شما بخورد. مرضی که اساسا در انگلستان سابقه نداشته و ندارد، ولی گویا یکی از امراض معمولی و بومی در مصر
می باشد.)

صفحه 174 از 281