«متشکرم، خیلی خیلی متشکرم، واقعا چه روز لذت بخشی بود، من که از همه چیز لذت بردم. ولی باور کنید هنوز هم فکر می کنم که مزاحم شما شدم.» | ولی خانم الیور با تاکید خاصی گفت: «به هیچ وجه، و برعکس خیلی دلم می خواست که سری به من می زدید.)
در اینجا لحظه ای مکث کرد و متعاقبا در دنبال سخنان خود گفت: «تو دختر خیلی خوبی هستی. مواظب خودت
باش
عزیزم، خداحافظ.»|
خود گفت: «حالا چطور
ولی وقتی که در را به پشت مهمان ناخوانده خود می بست، در فکر فرو رفت و پیش شد که من چنین حرفی به این دختره زدم؟»
و به دنبال آن دستی به موهای خود کشید و آنها را ژولیده تر کرد و سپس به طرف میز تحریر خود روان شد تا
قهرمان داستان خود را از مخمصه ای که در آن افتاده است بیرون بیاورد.
در اینجا لحظه ای مکث کرد و متعاقبا در دنبال سخنان خود گفت: «تو دختر خیلی خوبی هستی. مواظب خودت
باش
عزیزم، خداحافظ.»|
خود گفت: «حالا چطور
ولی وقتی که در را به پشت مهمان ناخوانده خود می بست، در فکر فرو رفت و پیش شد که من چنین حرفی به این دختره زدم؟»
و به دنبال آن دستی به موهای خود کشید و آنها را ژولیده تر کرد و سپس به طرف میز تحریر خود روان شد تا
قهرمان داستان خود را از مخمصه ای که در آن افتاده است بیرون بیاورد.