نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
«متشکرم، خیلی خیلی متشکرم، واقعا چه روز لذت بخشی بود، من که از همه چیز لذت بردم. ولی باور کنید هنوز هم فکر می کنم که مزاحم شما شدم.» | ولی خانم الیور با تاکید خاصی گفت: «به هیچ وجه، و برعکس خیلی دلم می خواست که سری به من می زدید.)
در اینجا لحظه ای مکث کرد و متعاقبا در دنبال سخنان خود گفت: «تو دختر خیلی خوبی هستی. مواظب خودت
باش
عزیزم، خداحافظ.»|
خود گفت: «حالا چطور
ولی وقتی که در را به پشت مهمان ناخوانده خود می بست، در فکر فرو رفت و پیش شد که من چنین حرفی به این دختره زدم؟»
و به دنبال آن دستی به موهای خود کشید و آنها را ژولیده تر کرد و سپس به طرف میز تحریر خود روان شد تا
قهرمان داستان خود را از مخمصه ای که در آن افتاده است بیرون بیاورد.

صفحه 156 از 281