نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
سرگرد دسپارد با هیجان دور از انتظاری در جواب گفت: «فکر، تفکر، بله، واقعا که چقدر به جا گفتید، اشکال آدم های امروزه هم دقیقا همین است، منظورم این است که، به جای اینکه بنشینند و راجع به کارهائی که می خواهند انجام بدهند اول قدری فکر کنند. بی جهت خود را به این در و آن در می زنند و نتیجتا نه تنها کاری انجام نمی دهند بلکه همه چیز را به هم ریخته و در مانده و حیران می شوند.»
عجب، که این طور، پس شما هم سرگرد دسپارد به این طرز فکر معتقدید که تفکر مقدم بر هر چیز می باشد،
بله؟»
سرگرد دسپارد به آرامی ولی با قاطعیت خاصی جواب داد و گفت: «معمولا و اغلب اوقات، مگر اینکه شرایط و موقعیت نحوه دیگری را ایجاب کند. در غیر این صورت قبل از اقدام به هر کاری، معمولا قبل از هر اقدامی موقعیت را خوب می سنجم که ببینم اساسا شانسی برای موفقیت وجود دارد یا خیر؟ ضمن اینکه با این کار مسیری را هم که باید انتخاب کنم مشخص خواهد شد. بعد از آن نفع و ضرر کاری را که می خواهم انجام بدهم با حوصله سبک سنگین کرده و سرانجام تصمیم نهایی را اتخاذ خواهم نمود که مطمئنا به هیچ وجه تغییر نخواهد
کرد.» |
و به دنبال این حرف لبانش را به هم فشار داد که نشان دهد واقعا تغییری در تصمیماتش نخواهد بود. معهذا پوارو دست از پافشاری برنداشت و گفت: «یعنی می خواهید بگوئید یک بار که تصمیم گرفتید دیگر هیچ چیزی در دنیا نمی تواند آن را عوض کند؟» |
اوووووه، نه، آن قدرها هم خودخواه نیستم، هر کسی در زندگی اشتباه می کند، من هم مثل بقیه، منتها آدم باید آن قدر شعور داشته باشد که به اشتباهات خود متعرف و از مطرح کردن آنها پروائی نداشته باشد.)
با وجود این من شخصا تصور می کنم که هرگز از شما اشتباهی سر نخواهد زد، این طور نیست سرگرد دسپارد؟» |
الطیر
جناب مسیو پوارو، خدمتتان که عرض کردم، اشتباه کردن جزئی از زندگی انسان ها است، به نظر من کسی را نمی توان پیدا کرد که در زندگیش اشتباه و یا اشتباهاتی نکرده و نکند، بشر اصولا جائز الخطاست.»
مع الوصف پوارو با کنایه و تاکید خاصی در جواب اظهار داشت: «ولی چنین به نظر می رسد که بعضی ها به مراتب کمتر از دیگران اشتباه می کنند.»

صفحه 138 از 281