نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
هیچ وقت ندیدم که اخم بکنند و یا بلند صحبت کنند، همه کارهایشان با خنده است. به محض اینکه خسته شوم آنها این خستگی را حس می کنند، بلافاصله با گفتن یک لطیفه جالب و خنده دار، خستگی را از تنم در می آوردند. خانم دیوز را می فرمائید؟ راستش نمی دانم این همان خانم دیوزی است که جناب عالی می شناسید، تا آنجا که من میدانم، خانم دیوز باید اهل دونشایر باشد و پدر و مادرش هم ساکن آنجا باشند، چون پول هائی که برایش حواله می شود تماما از دو نشایر می آید. بله، من هم با نظر شما کاملا موافقم آقای محترم، واقعا جای تاسف است امروزه روز تمام دختران جوان برای ادامه زندگی باید حتما کار کنند، این دو دختر را می فرمائید؟ نه، فکر نمی کنم، منظورم این است که نمی شود گفت واقعا ثروتمند، ولی خوب، زندگی مرفهی دارند، البته،
خانم دیوز را می گویم، برای این که نه تنها خانه متعلق به ایشان می باشد، بلکه مخارج خانه را نیز ایشان به عهده دارند، و خانم مردیث بیشتر جنبه... چطوری بگویم، بیشتر جنبه ی مثلا یک ندیمه را دارد.»
خانم آن؟ راستش نمی دانم اهل کجا هستند و از کجا می آیند، فقط یکی دو بار از زبان خودش شنیدم که به جزیره وایت اشاره کرد. ضمن اینکه از شهرهای شمال انگلستان اصلا خوشش نمی آید، از صحبتهائی که راجع به دونشایر می کنند و خاطرات خنده داری که از آنجا به یاد دارند، نشان می دهد که این دو اولین بار در دو نشایر یکدیگر را ملاقات کرده و با یکدیگر آشنا شده اند.» به هر حال این تحقیقات بهتر است بگوئیم مشائی بتل خاتمه یافت و بعد از آن که تمام نکات مهم و عمده آن را به صورتی مبهم و مرموز در دفترچه یادداشت کوچک خود نیز یادداشت نمود. سرانجام ساعت ۸
/
۵ بعد از ظهر قدم به آستانه درب ویلای وندون نهاد و دق الباب را به صدا در آورد.
دختر جوان قد بلند و زیبائی با گیسوان مشکی و ربدشامبر کتانی نارنجی با گل های درشت در را به روی بازرس بتل گشود، بازرس بتل با حالتی کاملا نظامی و رسمی سوال کرد: «خانم مردیث اینجا تشریف دارند؟» |
و رسمی
«بله»
لطفا بفرمائید بازرس بتل به ملاقات ایشان آمده است.»
مخاطب وی همچنان که به او خیره خیره نگاه می کرد گفت: «بفرمائید تو.»
رودا درب را پشت سر خود بست سپس به طرف ساختمان به راه افتادند. آن مردیث روی یک صندلی راحت و آسوده جلوی شومینه نشسته بود و به نوشیدن قهوه مشغول بود. پیژامه زنانه ابریشمی خوش دوختی پوشیده بود که
با سلیقه خاصی روی آن نیز برودری دوزی شده بود.

صفحه 127 از 281