نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
کاملا تهاجمی و حس مبارزه طلبی که از حرکات و سر و روی او می ریخت، از آن دخترهائی که در قاموس زندگیشان لغت تسلیم و یا واژه تسلیم شدن مفهوم و معنایی ندارد. سرگرد دسپارد اطمینان داشت که اگر رودا دیروز به جای آن مردیث می بود نه تنها چنین خضوع و خشوعی از خود نشان نمی داد، بلکه چنان سر و صدا و اعتراضی راه می انداخت که حتی پلیس خشک و وظیفه شناسی مثل بازرس بتل هم جرات نمی کرد دور و ور وی آفتابی شود. به نظر وی جفت بسیار جالبی بودند و همین طور که غرق در افکار خود به آنها خیره شده بود، احساس می کرد که دوست دارد بیش از پیش با آنها آشنا شده و با آنها مراوده نماید. در همین افکار بود که لب به سخن گشود و گفت: «خانم دیوز، به عنوان یک دوست صمیمی، اجازه بدهید خدمتتان عرض کنم که هرگز به چیزی و یا موضوعی صددرصد اطمینان نداشته باشید، و موردی را هم بدیهی فرض نکنید. من خودم به شخصه برخلاف اکثر مردم برای جان خودم ارزش زیادی قائل نیستم، لذا برای جان بقیه هم اهمیت چندانی قائل نخواهم بود. حقیقتش را بخواهید هیچ گونه اعتقاد و توجهی هم به این سر و صداهائی که مردم از ترس مرگ به راه انداخته و مرتبا با اعتراض به دولت شعار میدهند، اتوبان عزرائیل انسان ها، ترافیک قاتل بی رحم، هوای آلوده جانی خطرناک ناشناس نسل بشر، و یا هزار و یک مورد مسخره دیگر، به عقیده من همه یک روز به دنیا می آیند و یک روز هم چه بخواهند و چه نخواهند به طریقی از دنیا خواهند رفت، و این حرف ها و شعارها هم هیچ تغییر و تاثیری در سرنوشت انسانها نخواهد داشت. به عنوان مثال، در حال حاضر شعاری که در همه جا به چشم می خورد که راجع به احتیاط و ضرورت مراعات نمودن و به کار بستن نکات و دستورات ایمنی می باشد، در صورتی که من مطمئنم اگر قرار باشد شخصی بمیرد، مراعات و یا عدم مراعات نکات ایمنی هیچ گونه تغییر و یا تاثیری در سرنوشتش نخواهد داشت و چه بسا همان لحظه ای که اقدام به کار بستن نکات ایمنی
می نماید جان خود را از دست بدهد.»
رودا با هیجان خاصی فریادی از روی تاکید کشید و با حرارت زیادی گفت: «اوووووووه، بله، من کاملا با شما موافقم، من خودم به شخصه از خطر لذت می برم و معتقدم که زندگی بدون خطر یعنی یک چیز واقعا خسته کننده و ملال آور، به نظر من، زندگی اصولا فاقد هیجان است و این ما هستیم که با وجود آوردن خطر و یا بهتر بگویم با خطر زیستن به زندگی خود روح و هیجان داده و از آن لذت می بریم، این طور نیست؟»
شاید، ولی به نظر من زندگی به طور اخص آن قدرها هم که شما می گوئید بی هیجان و بی روح نیست، مطمئنا لحظات هیجان انگیز و جالبی هم در زندگی هر کسی وجود دارد و خواهد داشت.» |
بله، ولی برای شما سرگرد دسپارد و یا آدم های ماجراجویی مثل شما. شما هستید که به جنگل های انبوه و خطرناکی در مناطق دور افتاده و ناشناخته می روید و با انواع حیوانات و جانوران خطرناک نظیر ببر، مار و حتی

صفحه 120 از 281