نام کتاب: شیطان به قتل می رسد
زندگی های پرماجرا بوده و از رویارویی با خطرات نیز لذت می برند. مطمئن باش که سرگرد دسپارد از این موقعیتی که برایش به وجود آمده لذت می برد. در صورتی که هر کس دیگری به جای او بود از ترس به خود میلرزید. چنان هیجان لذت بخشی به او دست داده که فقط در جاهای خطرناکی مثل ایراوادی یا چه میدانم، مثل لیم پوپو به او دست می دهد. مطمئنا با این اسامی آشنایی داری؟ همان رودخانه ی بزرگ زرد رنگ در آفریقا است که جهانگردان و بخصوص جهانگردان ماجراجو علاقه ی زیادی به دیدنش دارند. بله خانم جان، همان طور که گفتم فکر خانم لوریمر و سرگرد دسپارد را از سرت بیرون کن و نگران این دو نفر نباش.» |
آن مردیث با تانی در جواب گفت: «از راهنمایی هایتان خیلی متشکرم.» در اینجا رودا دیوز نیز به وسط صحبت پرید و گفت: «واقعا که اتفاق وحشتناکی بود خانم الیور. آن دختر خیلی حساسی است و این موضوع شدید ناراحتش کرده. معهذا من هم با شما هم عقیده هستم و فکر می کنم نباید همینطور بنشینیم و دست روی دست بگذاریم. بالاخره ماها هم باید کاری بکنیم و حداقل خودی نشان بدهیم. درست نیست که همه کارها...)
خانم الیور در جواب اظهار داشت: «البته، حتما. ولی شاید باور نکنید که من شخصا تا به حال و قبل از این ماجرا با جنایتی حقیقی مواجه نشده بودم و راستش را بخواهید، با اینکه خودم یک نویسنده ی داستان های پلیسی جنائی می باشم، این ماجرا به طرز بخصوصی چشمانم را باز کرد. چون اولین باری بود که با یک جنایت واقعی مواجه می شدم و تازه فهمیدم که جنایت واقعی یعنی چه و تا چه حد نفرت انگیز می باشد و مطمئنم که هرگز از این موضوعات نفرت انگیز برای نوشتن داستانهایم استفاده نخواهم کرد. داستان های من اصولا تخیلی و صرفا تراوشات قوای مخیله خودم بوده و خوشبختانه وقایعی هم که در داستانهایم رخ می دهد تا حدود زیادی فانتزی و به طریق اولی نیز تخیلی و غیر واقعی می باشد، ولی به هر حال به عنوان یک زن، زنی که اعتقاد راسخی به هوش و ذکاوت طبقهی نسوان دارد و یکی از مدافعین سرسخت جامعه ی زنان نیز می باشد، هرگز حاضر نیستم روی صندلی تماشاچیان نشسته و برای کارهایی که آن سه مرد (هر کول پوارو، کمیسر بتل و سرهنگ ریس) انجام میدهند هورا کشیده و دست بزنم. نخیر، ابدا به هیچ وجه، من به شخصه قویة معتقدم که خانم ها با برخورداری از حس ششمی که آقایان فاقد آن می باشند، مسائل را به مراتب بهتر درک کرده و در نهایت نیز به مراتب بهتر حل خواهند کرد. و همیشه هم گفتم که کاشکی یک زن رئیس اسکاتلندیارد بود، آن وقت همه می فهمیدند که آمادگی ذهنی خانم ها تا چه اندازه بیشتر از آقایان می باشد.»

صفحه 110 از 281