بود و همین جاه طلبی بود که سرانجام او را برانگیخت تا علاوه بر اشیاء عتیقه چیزهای دیگری هم به کلکسیون خود اضافه کند.» | مثلا چه چیزهایی؟» چیزهایی مثل چطور بگویم، موضوعات هیجان انگیز و یا مسائل جنجال آفرین) ولی شما که او را خوب می شناختید، شاید منظوری جز خودنمایی نداشت؟ چون به نظر من آدمی بود که خیلی دوست داشت همیشه مطرح و مورد توجه باشد.»|
پوارو سرش را به علامت تائید تکان داد و در جواب گفت: «بله و بدتر از همه علاقه به این داشت که رل شیطان را بازی کند و الحق و الانصاف چنان استادانه در قالب شیطان ظاهر می شد که هر بیننده ای را بی اختیار تحت تاثیر قرار داده و مرعوب خود می کرد. بدبختانه از بس در قالب شیطان فرو رفته بود، کم کم امر به خودش هم مشتبه شده و این اواخر احساس خود شیطانی غریبی به او دست داده و واقعا خود را شیطان می پنداشت. متاسفانه کسی هم نبود که به این مرتیکهی از خود راضی شیرین عقل حالی کند که آقای شیطانا تو نه تنها شیطان نیستی، بلکه برعکس خیلی هم احمقی! واقعا احمق، و همین حماقت بود که در نهایت موجب شد تا جانش را مفت و مسلم از دست بدهد.»
فقط به خاطر اینکه احمق بود؟»
بله، خانم عزیز. فراموش نکنید که حماقت واقعا گناه بزرگی است و چشم پوشی از آن، نظام جامعه را مختل خواهد کرد. و هر کسی که مرتکب این گناه بزرگ شود می بایست تنبیه کرد تا متوجه قبح عمل خود بشود.) لحظات به سکوت برقرار شد و متعاقبا پوارو در ادامه ی سخنانش اظهار داشت: «خوب مثل اینکه موقعش رسیده که رفع زحمت بکنم. حقیقتا که بنده نوازی فرمودید.»
یک دنیا از شما متشکرم و به شما قول میدهم هرگز مزاحم شما نشوم، مگر اینکه شخصا بنده را احضار بفرمائید.»
ابروان خانم لوریمر به حالت تعجب بالا رفت و گفت: «ولی مسیو پواروی عزیز، فکر نمی کنم هرگز موردی پیش بیاید که نیاز به مراجعه و مشاوره با شما داشته باشم.»
پوارو سرش را به علامت تائید تکان داد و در جواب گفت: «بله و بدتر از همه علاقه به این داشت که رل شیطان را بازی کند و الحق و الانصاف چنان استادانه در قالب شیطان ظاهر می شد که هر بیننده ای را بی اختیار تحت تاثیر قرار داده و مرعوب خود می کرد. بدبختانه از بس در قالب شیطان فرو رفته بود، کم کم امر به خودش هم مشتبه شده و این اواخر احساس خود شیطانی غریبی به او دست داده و واقعا خود را شیطان می پنداشت. متاسفانه کسی هم نبود که به این مرتیکهی از خود راضی شیرین عقل حالی کند که آقای شیطانا تو نه تنها شیطان نیستی، بلکه برعکس خیلی هم احمقی! واقعا احمق، و همین حماقت بود که در نهایت موجب شد تا جانش را مفت و مسلم از دست بدهد.»
فقط به خاطر اینکه احمق بود؟»
بله، خانم عزیز. فراموش نکنید که حماقت واقعا گناه بزرگی است و چشم پوشی از آن، نظام جامعه را مختل خواهد کرد. و هر کسی که مرتکب این گناه بزرگ شود می بایست تنبیه کرد تا متوجه قبح عمل خود بشود.) لحظات به سکوت برقرار شد و متعاقبا پوارو در ادامه ی سخنانش اظهار داشت: «خوب مثل اینکه موقعش رسیده که رفع زحمت بکنم. حقیقتا که بنده نوازی فرمودید.»
یک دنیا از شما متشکرم و به شما قول میدهم هرگز مزاحم شما نشوم، مگر اینکه شخصا بنده را احضار بفرمائید.»
ابروان خانم لوریمر به حالت تعجب بالا رفت و گفت: «ولی مسیو پواروی عزیز، فکر نمی کنم هرگز موردی پیش بیاید که نیاز به مراجعه و مشاوره با شما داشته باشم.»