نامه ای دیگر از طرف زنی به نام جین فرستاده شده بود که در آن از موری به خاطر الهامات معنوی خود در برنامه «نایت لاین» تشکر کرده بود و موری را لقب داده بود: «پیامبر». یکی از همکاران موری گفت:
عجب تعریف و تمجید گندهای. پیامبر!»
چهره موری حاکی از این بود که از این لقب چندان خوشش نیامده، پرواضح بود که موری به هیچ وجه موافق این قضاوت و نظر در مورد خود نیست.
بگذارید از او به خاطر این تعریف و تمجید گنده تشکر کنم و به او بگویم خوشحالم از این که حرف هایم برای او مفهومی داشته است.
«و فراموش نکن اضافه کنی متشکرم، موری.»
نامه ای از طرف مردی انگلیسی الاصل که مادرش را از دست داده بود و از موری درخواست کرده بود به او کمک کند تا با مادرش از طریق عالم ارواح ارتباط برقرار کند. نامه ای از طرف زن و شوهری که قصد داشتند به بوستون بیایند تا موری را ملاقات کنند. نامه ای طولانی از طرف یکی از دانشجوهای قدیمی دختر فارغ التحصیل در مورد زندگی پس از دانشگاه. او از همه چیز حرف زده بود: قتل - خودکشی، سه نوزاد مرده به دنیا آمده، مادری فوت شده در اثر بیماری ALS ، ترس او از ابتلا به ALS و... نامه کماکان ادامه داشت. صفحه سوم. صفحه چهارم.
موری به همه داستان های طولانی و حزن انگیز او گوش کرد. وقتی که بالاخره نامه تمام شد، موری به آرامی گفت:
خب حالا جوابش را چه بدهیم؟» | همه ساکت بودند ناگهان راب گفت:
این چطور است؟ از نامه طولانی ات متشکرم.»|
همه خندیدند. موری به پسرش نگاه کرد و لبخند رضایت آمیزی بر لبانش نقش بست.
1. Jane
عجب تعریف و تمجید گندهای. پیامبر!»
چهره موری حاکی از این بود که از این لقب چندان خوشش نیامده، پرواضح بود که موری به هیچ وجه موافق این قضاوت و نظر در مورد خود نیست.
بگذارید از او به خاطر این تعریف و تمجید گنده تشکر کنم و به او بگویم خوشحالم از این که حرف هایم برای او مفهومی داشته است.
«و فراموش نکن اضافه کنی متشکرم، موری.»
نامه ای از طرف مردی انگلیسی الاصل که مادرش را از دست داده بود و از موری درخواست کرده بود به او کمک کند تا با مادرش از طریق عالم ارواح ارتباط برقرار کند. نامه ای از طرف زن و شوهری که قصد داشتند به بوستون بیایند تا موری را ملاقات کنند. نامه ای طولانی از طرف یکی از دانشجوهای قدیمی دختر فارغ التحصیل در مورد زندگی پس از دانشگاه. او از همه چیز حرف زده بود: قتل - خودکشی، سه نوزاد مرده به دنیا آمده، مادری فوت شده در اثر بیماری ALS ، ترس او از ابتلا به ALS و... نامه کماکان ادامه داشت. صفحه سوم. صفحه چهارم.
موری به همه داستان های طولانی و حزن انگیز او گوش کرد. وقتی که بالاخره نامه تمام شد، موری به آرامی گفت:
خب حالا جوابش را چه بدهیم؟» | همه ساکت بودند ناگهان راب گفت:
این چطور است؟ از نامه طولانی ات متشکرم.»|
همه خندیدند. موری به پسرش نگاه کرد و لبخند رضایت آمیزی بر لبانش نقش بست.
1. Jane