را دور گلدان حلقه کردم و آن را جلوی چشمان موری نگه داشتم. موری لبخند زد.
موری ادامه داد:
مرگ پدیده ای طبیعی است. هیولایی که ما آدمها از مرگ می سازیم، همه اش به خاطر این است که خودمان را به صورت عضوی از چرخه طبیعت نگاه نمی کنیم. فکر می کنیم چون انسان هستیم، پدیده ای فراطبیعی هستیم.»
موری به هی بین کس لبخند زد.
اما ما فراطبیعی نیستیم. هر عنصری که متولد شود، می میرد.» موری به من نگاه کرد.
این موضوع را قبول داری؟» بله. سپس زیر لب زمزمه کرد
بسیار خوب، حالا این طرز تفکر برای ما هدیه ای به ارمغان می آورد و دستاورد دارد. این جاست که ما متوجه می شویم تا چه حد با این گیاهان و حیوانات شگفت انگیز متفاوت هستیم.
به همان میزان که قادر باشیم عشق بورزیم، به همان میزان که قادر باشیم احساسات عاشقانه زندگی مان را به خاطر بیاوریم، به همان اندازه هم قادر خواهیم بود بدون این که حقیقتا بمیریم، بمیریم. ذره ذره عشقی که تو آفریده ای، همانطور سر جای خود قرار دارد. و هم چنین برگ برگ خاطراتی که رقم زده ای. تو تا ابد در درون قلب تمام آدم هایی جا داری که در زمان زنده بودنت لمسشان کردی، بهشان توجه کردی.»
صدای موری خش دار شد. این امر نشان دهنده آن بود که او به مدتی استراحت احتیاج دارد. گیاه هی بیس کس را روی لبه پایینی پنجره گذاشتم و آماده شدم که ضبط صوت را خاموش کنم. آخرین جمله ای که پیش از
موری ادامه داد:
مرگ پدیده ای طبیعی است. هیولایی که ما آدمها از مرگ می سازیم، همه اش به خاطر این است که خودمان را به صورت عضوی از چرخه طبیعت نگاه نمی کنیم. فکر می کنیم چون انسان هستیم، پدیده ای فراطبیعی هستیم.»
موری به هی بین کس لبخند زد.
اما ما فراطبیعی نیستیم. هر عنصری که متولد شود، می میرد.» موری به من نگاه کرد.
این موضوع را قبول داری؟» بله. سپس زیر لب زمزمه کرد
بسیار خوب، حالا این طرز تفکر برای ما هدیه ای به ارمغان می آورد و دستاورد دارد. این جاست که ما متوجه می شویم تا چه حد با این گیاهان و حیوانات شگفت انگیز متفاوت هستیم.
به همان میزان که قادر باشیم عشق بورزیم، به همان میزان که قادر باشیم احساسات عاشقانه زندگی مان را به خاطر بیاوریم، به همان اندازه هم قادر خواهیم بود بدون این که حقیقتا بمیریم، بمیریم. ذره ذره عشقی که تو آفریده ای، همانطور سر جای خود قرار دارد. و هم چنین برگ برگ خاطراتی که رقم زده ای. تو تا ابد در درون قلب تمام آدم هایی جا داری که در زمان زنده بودنت لمسشان کردی، بهشان توجه کردی.»
صدای موری خش دار شد. این امر نشان دهنده آن بود که او به مدتی استراحت احتیاج دارد. گیاه هی بیس کس را روی لبه پایینی پنجره گذاشتم و آماده شدم که ضبط صوت را خاموش کنم. آخرین جمله ای که پیش از