نام کتاب: سه شنبه ها با موری
من محل دفنم را انتخاب کرده ام.» کجاست؟
از این جا زیاد دور نیست. روی تپه ای پوشیده از درخت، و مشرف به دریاچه . مکانی بسیار ساکت و آرام، و مناسب جهت تفکر.
قصد داری در آن جا فکر کنی؟
قصد دارم در آن جا بمیرم.» او آرام می خندد، من آرام می خندم. و به دیدارم می آیی؟ دیدار؟
فقط بیا و حرف بزن. روزهای سه شنبه بیا. تو همیشه سه شنبه ها آمده ای.) ما سه شنبه ای ها هستیم. و حق با تو است. سه شنبه ای ها. پس برای گفتگو می آیی؟» روند ضعف جسمانی او سرعت سرسام آوری پیدا کرده است . او می گوید: « به من نگاه کن.» نگاه می کنم.
متر خاک من می آیی؟ برای مطرح کردن مسائلت با من؟ مسائلم؟

صفحه 190 از 216