نام کتاب: سه شنبه ها با موری
دوازدهمین سه شنبه موضوع مورد بحث: بخشش
لا «پیش از مرگ خودت را ببخش، سپس، دیگران را هم.»|
جلسه دوازدهم چند روز پس از مصاحبه تلویزیونی «نایت لاین» برگزار شد. آن روز آسمان گرفته و بارانی بود. موری زیر پتو فرو رفته بود. در انتهایی ترین نقطه صندلی او نشستم و پاهای برهنه بی حس و درهم مچاله شده او را در میان دستانم گرفتم، ناخن های پاهای موری زردرنگ شده بودند. مقداری از محلول درون شیشه کوچک لوسیون را کف دستانم ریختم و شروع کردم به ماساژ دادن قوزک پاهای موری.
ماساژ دادن یکی دیگر از آن دسته اعمالی بود که من ماه ها شاهد انجام آن توسط پرستارهای موری بودم. همه تلاشم این بود که هرکاری از دستم بر می آید در حق موری انجام دهم، از این رو داوطلب شدم که عمل ماساژ را خود، برای او انجام دهم. بیماری همه چیز را از موری گرفته بود، حتی توان انجام کوچک ترین حرکتی در انگشتان پاهایش را. اما هنوز درد را احساس می کرد و عمل ماساژ درد او را تسکین می داد. بگذریم که موری به شدت عاشق آغوش و لمس بود. در آن زمان من هرکاری که موجبات شادی موری را فراهم می کرد، انجام می دادم.
موری به مبحث بخشش برگشت و گفت: «میچ، دلیلی ندارد انتقام یا

صفحه 185 از 216